وقتی که خدا (سبحانه و تعالی) راهی میدهد که خیلی سنگین احساس میشه
السلام علیکم - بعضی وقتا به خودم فکر میکنم چه کاری باید بکنم وقتی که راهی که خدا (سبحانه و تعالی) نوشته برام، سنگینتر از چیزی میشه که میتونم تحمل کنم. حالا اگه چیزایی که برام نوشته شده راحتی نیاره، بلکه برعکس احساس تنهایی عمیق و سختی رو به همراه داشته باشه، چی؟ چطور میتونیم بپذیریمش و ادامه بدیم وقتی که اینقدر تنها احساس میکنیم؟ سعی میکنم به چندتا چیز یادآوری کنم: اینکه خدا میدونه ما نمیدونیم، اینکه آزمونها میتونن راهی برای نزدیکتر شدن به او باشن و اینکه صبوری (صبر) پاداش داره. با این حال، سخته. چیزای عملی که به من کمک میکنن دعا کردن، پایبند بودن به نماز، خوندن قرآن حتی به مقدار کم و تماس با خانواده یا یکی از برادران/خواهران مورد اعتماد برای صحبت کردن - بعضی وقتا فقط اینکه احساساتت رو به اشتراک بذاری بار رو سبکتر میکنه. همچنین، یادآوری اینکه این زندگی موقتیه و پاداشی برای پایداری با ایمان وعده داده شده یه کمی آرامش میده. اگه در چنگال تنهایی هستی، تردید نکن که از جامعهات یا یک امام حمایت بخوای، و اگه تنهایی خیلی طاقتفرسا شد، به فکر کمک حرفهای باش. بقیه هم بعضی وقتا اینطور احساس میکنن؟ چطور کنار میاین وقتی که راه از دستت خارج میشه؟