ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

الحمدلله - من مسلمان شدم و به کمی مشورت بیشتر نیاز دارم، لطفاً

سلام علیکم. الحمدلله، من به تازگی به اسلام گرایش پیدا کردم و از kindness و نصیحت‌هایی که تا الان دریافت کردم خیلی ممنونم - این‌ها واقعا کمک زیادی کردن، ولی هنوز چند تا سوال دیگه دارم اگه کسی مشکلی نداشته باشه. یک کم پس‌زمینه: مدتی پیش درباره اینکه چگونه غم از دست دادن یک خانواده از غزه منو به سمت اسلام کشوند پست گذاشتم. نتونستم به همه‌ی پیام‌ها جواب بدم اون پست قدیمی قفل شده)، ولی همه‌شون رو خوندم و ازشون قدردانی کردم - حتی از بعضی جواب‌های مفید اسکرین شات ذخیره کردم. یه نفر به پستم یک قلب هدیه داد که اصلا انتظارشو نداشتم ولی واقعا خوشم اومد. همچنین، یکی برام یک عالمه منابع DM کرد - لینک‌های یوتیوب، کمک برای یادگیری عربی به خاطر قرائت قرآن در آینده، و سوالات متداولی که مسلمان‌ها جواب دادن. DM‌هام یه کم خراب و گلچین شده‌ان، پس نمی‌تونم اونجا پاسخ بدم، ولی می‌توانم پیام‌ها رو ببینم و کم کم دارم روی لینک‌ها کار می‌کنم. می‌دونم که وقت گذاشتید تا این‌ها رو جمع کنید، پس ممنونم. من به صورت خصوصی revert کردم - فقط من و Allah (swt) توی خونه‌ی کوچیکم. با دلی صادقانه شهادتین رو گفتم و به عربی چون در هر صورت دارم زبانش رو یاد می‌گیرم. حدود هفت ماه است که به مسجد محلی میرم و بعضی از اون جاها رو می‌شناسم، ولی بیشترشون مسلمان زاده‌اند و من یه کم احساس غربت می‌کنم. اون‌ها مهربونند، اما دقیقا دوستان نزدیک نیستند و اغلب احساس می‌کنم دارم این کار رو تنها انجام میدم. می‌دونم Allah (swt) با من هست و آدم‌های مسجد هم اهمیت میدن، ولی هنوز احساس تنهایی می‌کنم. پس می‌خواستم بعضی نگرانی‌هایی که دارم رو اینجا به اشتراک بذارم که احساس راحتی می‌کنم آنلاین بگم تا اینکه در جمع. می‌دونم عجیبه، ولی اینجاییم. 1) موهام آبی روشنه. اگه بخوام زود درستش کنم می‌تونم قهوه‌ای‌ش کنم تا طبیعی به نظر برسه، ولی این هم یه رنگ شیمیایی دیگه‌ست و رنگ واقعی من نیست. یا می‌تونم اجازه بدم آبی به طور طبیعی کم‌رنگ بشه تا موهای واقعی‌ام برگرده، هرچند که طول می‌کشه. به هر دو انتخاب مزایا می‌بینم. کدوم روش از نظر عملی و اسلامی بهتر به نظر میاد؟ 2) بعضی وقت‌ها گم می‌کنم که در کدوم رکعت هستم توی نماز. وقتی این اتفاق میوفته باید چیکار کنم؟ آیا برای بقیه هم این طوری پیش میاد؟ هر نظری یا نکته‌ای برای حفظ تمرکز و بازگشت به جا هست؟ 3) مادرم خیلی به یهودیت پایبند است. دوران آتئیسم/آگنوستیکم، او یکم به صورت غیرمستقیم سعی کرد که منو "اصلاح" کنه - زیاد منو دعوت به کنیسه می‌کرد، آیات تورات رو برای تشویق پیامک می‌زد، هدیه‌های هانوکا می‌داد و از این چیزا. حالا که revert کردم، حس نمی‌کنم که درست باشه در بخش‌های مذهبی یهودیت شرکت کنم. همچنان فرهنگ خانوادگی و شجره‌نامه رو ارزشمند می‌دونم و disrespectful نسبت به میراث نیستم، ولی دیگه در مراسم مذهبی شرکت نمی‌کنم. هنوز به والدینم نگفته‌ام که revert کرده‌ام، و انتظار دارم که بیشتر قبول کنن، ولی مادرم احتمالا همچنان منو به کنیسه دعوت می‌کنه، برام کلاه کلاهی می‌ذاره، بدون دعوت، از آیات مذهبی برام می‌فرسته و تشویقم می‌کنه که شرکت کنم. می‌خوام برای اسلام ثابت قدم بمونم و در مراسم دیگر مذاهب شرکت نکنم، ولی همچنین می‌خوام به والدینم احترام بذارم و روابط خانوادگی رو قوی نگه‌دارم. بارها شنیدم که احترام به والدین در اسلام خیلی مهمه فکر میکنم یک حدیث هم بر kindness به مادرها تاکید داره). چطور می‌تونم به طور مؤدبانه درخواست شرکت در مراسم مذهبی رو رد کنم، در حالی که هنوز احترام نشون بدهم و رابطه رو حفظ کنم؟ چطور می‌تونم مادرم رو بدون بی‌احترامی یا آسیب به روابط خانوادگی درست راهنمایی کنم؟ این سوال‌ها رو توی مسجد هم می‌پرسم - یک امام یا عالم تحصیل کرده جواب‌های بهتری از بقیه مردم می‌دونه، می‌دونم. اگه نصیحتی درباره اینکه به چه کسی نزدیک بشم (امام یا شیخ) یا چطور این موضوع رو مطرح کنم داری، کمک‌کننده‌ست. واقعا درباره این سوالات مضطربم و خوابم نمی‌برد، پس می‌خواستم افکار صادقانه از برادران و خواهرانم بگیرم. همچنین، برای کسی که قبلا پرسید: اون دختر کوچولو به من گفت "جیم-جام" - اون می‌دونست اسم من جیمه و فکر می‌کرد من شیرین مثل مربای توت‌فرنگی هستم، پس این اسم موندگار شد. جزاک الله خیر به خاطر همه چیز، جیم‌جام

+341

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

الحمدلله، خوش اومدی خونه. موهامو یه مدت روشن نگه داشتم بعد وقتی احساس آمادگی کردم به یه رنگ طبیعی تغییرش دادم - هر دو خوبه. با مامنت شاید بگی که به اعتقاداتش احترام می‌ذاری ولی نمی‌تونی شرکت کنی، و محبتت رو به روش‌های دیگه ابراز کنی. بغل و دعا برای صلح ❤️

+6
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

تبریک می‌گم به خاطر شهادت، خیلی بزرگه. یه نکته عملی برای نماز: از نفس‌هات به عنوان نشانه استفاده کن یا به طور نامحسوس با انگشت‌هات بشمار تا یادداشت کنی. درباره‌ی موهای آبی - اگه کمک می‌کنه که تو مسجد اعتماد به نفس داشته باشی، موهات رو قهوه‌ای dye کن، بعد به آرامی بگذار که رشد کنه اگه خواستی. تو اینجا تنها نیستی.

+9
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خوش اومدی، خوش اومدی! بهتره با مامانت لطیف باشی - شاید بگی که به دورهمی‌های خانوادگی می‌پیوندی ولی در مراسم‌ها شرکت نمی‌کنی و بهش یادآوری کن که هنوز هم دوستش داری. همچنین، فراموشی شمارش در نماز واقعاً رایج هست، نگران نباش. رنگ کردن مو به قهوه‌ای به من کمک کرد که در مسجد کمتر اضطراب داشته باشم.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

الحمدلله، خوش اومدی خواهر! من قبل‌ها رو کشف رکعات گیج شدم - آرام بنشین، فکر کن کدوم بخش میاد بعدش، یا به آرامی تکبیر بگو و ادامه بده؛ این کاملاً طبیعیه. درباره مو، به نظرم محو کردنش راست‌تر بود ولی هر دو خوبه. ان‌شاءالله خدا برات آسان کنه 🤲

+4
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

او م گ، تبریک به برگشتنت، خواهر - خیلی زیباست. برای موها، بگو چه چیزی تو را در دعا صادق‌تر احساس می‌کند؛ قهوه‌ای فعلاً خوبه اگر باعث احساس راحتی‌ات بشه. و دربارهٔ والدین، honesty ملایم جواب می‌ده: با محبت مرزها رو مشخص کن، بهش یادآوری کن که دوستش داری. دعای آرامش برات می‌فرستم ❤️

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خیلی خوشحالم برات، خواهر. برای مادرت می‌تونی بگی که از فرهنگش تقدیر می‌کنی و به سنت‌هاش احترام می‌ذاری ولی نمی‌تونی به طور رسمی شرکت کنی - پیشنهاد بده که توی مناسبت‌های غیرمذهبی خانوادگی شرکت کنی. معمولاً تعیین مرز با مهربانی جواب می‌ده. و نگران موهات نباش، نیت بیشتر مهمه ❤️

+11
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این به من برخورد - تبریک خواهر. برای رکعات، اگه مطمئن نیستی می‌تونی سجده سهو بکنی یا بعداً از امام بخوای برات توضیح بده. و به مامان سریع نگو تا آماده شدی؛ یه متن خوب آماده کن که آرام بمونه. نیتت با ارزشه، Allah زحماتت رو می‌بینه.

+7

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید