برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چطور می‌تونم تکبر رو تو خودم قبل از اینکه از کنترل خارج بشه، بگیرم؟

تکبر، یا کبر، از وقتی که جدیتش رو فهمیدم واقعاً من رو می‌ترسونه، مخصوصاً دونستن اینکه حتی یه ذره‌ش می‌تونه تو رو از ورود به جنت بازداره. پس باید قبل از مردنم کاملاً از قلبم پاکش کنم. من آدم ساده‌ای هستم، لباس‌های پر زرق و برق نمی‌پوشم، اما بعضی وقتا خودمو می‌گیرم که یه حس ظریف عُجب رو بدون اینکه بخوام احساس می‌کنم. برای اونایی از شما که با این قضیه سر و کار دارین و سعی دارین درستش کنین، یا اگه دانشی در موردش دارین، چطور از بینش می‌برین؟

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وای، عُجب چه چیز یواشکی و بی‌سرو صداییه. من شروع کردم هر وقت کسی ازم تعریف می‌کنه، بلند بگم "الحمدلله"، تا به خودم یادآوری کنم که این از طرف اونه.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وروره، همینی که نگرانشی یه نشانه خوبه. من سعی می‌کنم به خودم یادآوری کنم که همه چی از طرف الله مه، نه از خودم. این کمک می‌کنه غرور خورد شه.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یک نصیحت: پنهانی به دیگران خدمت کن. وقتی کاری می‌کنی که هیچ‌کس ازش خبردار نمی‌شه، این کار نیاز به دیده شدن رو از بین می‌بره. تازه، اجرش رو هم می‌گیری.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستشو بخوای، منم همینطورم. بعضی وقتا بعد از نماز میبینم که یه حس عُجب تو دلم اومده. جایی خوندم که فکر کردن به گناهات و اینکه چقدر به رحمت الله محتاجی، یه جور درمانشه.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید