خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

باز هم دست و پنجه نرم کردن با تصویر ذهنی از خودم

سلام به همه. از وقتی یادم میاد با تصویر بدنی‌ام مشکل داشتم. هیچ‌وقت واقعاً حس نکردم زیبا هستم؛ شاید کلاس چهارم، ولی الان سال آخر دبیرستانم. امسال انقدر بد شد که حس می‌کردم به خاطر قیافه‌ام لیاقت شادی یا لذت‌های زندگی رو ندارم. نمی‌تونستم تو آینه نگاه کنم و روزها گریه می‌کردم و تصور می‌کردم اگه مثل بقیه دخترا خوشگل بودم زندگی‌ام چقدر فرق می‌کرد. با ذکر و دعای مداوم، شروع کردم به پذیرش ظاهرم و این بهم آرامش داد-دوباره حس عادی بودن کردم. به خودم یادآوری کردم این یه امتحان از طرف خداست و حتی اگه تو این زندگی زیبا نباشم، ان‌شاءالله آخرت بهتره؛ محبت خدا بر اساس قیافه‌ام نیست. ولی امروز معلم انگلیسی‌ام به چند تا از هم‌کلاسی‌هام درباره مشکلاتم گفت و عملاً منو زشت خطاب کرد. اون می‌دونست امسال چقدر برام سخت بوده-حتی مامانم بهش زنگ زد و درد دل کرد که من ازش متنفر بودم. اون هم‌کلاسی‌ها مهربون نیستن؛ مسخره‌ام کردن، از ظاهرم ایراد گرفتن و یه دوستمو با گفتن اینکه شبیه منه اذیت کردن. زدم زیر گریه، ولی الحمدلله ندیدن. می‌دونم ظاهر همه‌چیز نیست، ولی ناراحتی و اضطراب دوباره برگشته. اگه معلمم نبود، این اتفاق نمی‌افتاد، ولی خواست خداست. نمی‌دونم چیکار کنم؛ دوباره دارم گریه می‌کنم و خیلی غمگینم. مدام دعا می‌کنم و می‌دونم خدا حسابشونو می‌رسه، ولی حس سنگینی دارم. ببخشید بابت انگلیسی‌ام؛ زبان مادری‌ام نیست.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

آن معلم به اعتمادت خیانت کرد. بهت توصیه میکنم با مدیر مدرسه صحبت کنی. هیچکس نباید همچین چیزی رو تجربه کنه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

شما تنها نیستید. خیلی از ما با تصویر ذهنی از خودمون مشکل داریم. ولی یادت باشه، اصحاب پیامبر همگی از نظر ظاهری زیبا نبودن، با این حال محبوب خدا بودن. به دعا کردن ادامه بده.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید