خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اولین شب مادربزرگم در قبر

احساس ترس و کمی نگرانی دارم از این که ممکن است برایش چه اتفاقی بیفتد. او مسلمان نبود و من مدام به درگاه خداوند (سُبحانَهُ وَتَعالیٰ) دعا می‌کنم که به او رحم کند. مطمئن نیستم دیگران هم چنین تجربه‌ای داشته‌اند یا نه. لطفاً مادربزرگم را در دعاهایتان یاد کنید و اگر راهنمایی‌ای برای قطع این افکار مداوم دارید، به من بگویید. یک ترسی هست و یک حس خیلی عجیبی که نمی‌گذارد آرامش پیدا کنم.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اشکهای تو یک رحمت است. در دعاهایت او را فراموش نکن، و با خودت مهربان باش.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خداوند قلبت رو آروم کنه. به دعا کردن ادامه بده، اون هر نجوایی رو میشنوه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

عزیزم، این اضطراب میگذره. وضو بگیر، دو رکعت نماز بخون و دلت رو خالی کن.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

حتی الان باهاش حرف بزن. بعضی از علما میگن مردهها میشنون.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

منم اونجا بودم. قرآن بخون، طوفان درون رو آروم میکنه.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید