هر چه بیشتر درباره اسلام و قرآن یاد میگیرم، بیشتر حس میکنم که دوست داشته و پذیرفته شدهام.
السلام علیکم - شاید من فقط خوش شانس بودم با مسجدی که پیدا کردم، ولی یک خواهری که آنجا کار می کنه و امام خیلی حمایتی بودن. من تونستم درباره گذشتهام، تروما و آزارهایی که کشیدم، و اینکه چرا کارهایی که میکنم رو انجام میدم، حرف بزنم. هیچکس منو گناهکار صدا نکرد یا به من نگفت که متوقف شم یا تهدیدم نکرد به آتش جهنم. به جای اینکارها، محبت نشون دادن، سعی نکردن از من سو استفاده کنن، و مراقبت و حمایتی واقعی ارائه دادن. جالبه - همون آموزههای مهربانانه رو من در یک کلیسای مسیحی هم شنیدم، ولی اونجا هیچوقت حس نکردم پذیرفته شدم. اونجا حس قضاوت شدم. اینجا، با این مردم و از طریق یادگیری بیشتر درباره اسلام و قرآن، بالاخره حس میکنم که درک شدم و پذیرفته شدم.