لطفاً برام نصایح اسلامی بدهید، السلام علیکم
السلام علیکم. حدود شش سال میشه که با یک بیماری شدید دست و پنجه نرم میکنم و به طور مداوم توهمهایی از انواع مختلف آزار و اذیت میبینم. واقعاً حس میکنم که تسخیر شدم، زیر نظر هستم، و دائماً مزاحمتم، عذاب میکشم. صداهایی میشنوم که درباره افکارم نظر میدن و بعضی وقتا به نظر میاد که ذهنم رو کنترل میکنن، پس نمیتونم خوب بخونم و تمرکز کنم. به من توهین میکنن، به من میخندن، به من ضربه میزنن، در ذهنم مورد حمله قرار میدم، افکارم رو مسدود میکنن، به گلویم فشار میذارن و حس میکنم که بدنم غیرعملیه. بعضی وقتها صداها خوشایند هستن، ولی بیشتر وقتها کافر و خیلی شیطانیان. کاملاً ناپایدار هستم. نمیتونم خوب بخوابم. دچار دیستونی هستم که روزها مسواک زدن رو برام سخت میکنه (حتی با مسواک برقی). دستانم و بازوهایم سفت هستن و گردنم دائماً درد میکنه و میپیچه. بسیار دشوار و دردناک هست که موهایم را درست کنم یا صورتم را بشورم. همچنین آرتروز دارم که خیلی ضعیفم میکنه، بنابراین فقط میتونم هر ۱ تا ۳ روز یک بار دوش بگیرم. همچنین مبتلا به توره هم هستم، پس نمیتونم به باشگاه برم و وقتی میرم بیرون، مردم فکر میکنن که دارو مصرف میکنم. حافظهام ضعیف است، خط خطی نوشتنم سخت هست، نمیتونم آرامش پیدا کنم و نمیتونم به درستی عمل کنم. تقریباً همه داروهای ضد روانپریشی، شلکنندههای عضلانی، داروهای ضدافسردگی و داروهای او سی دی که پزشکانم پیشنهاد دادن رو امتحان کردم. اغلب بهم میگن که نمیدونن چطور بیشتر کمک کنن و اینکه همه کارها رو امتحان کردن. منتظر متخصصین برای ناتوانیهای جسمیم هستم، ولی اون ملاقاتها ماهها طول میکشه. نمیتونم کار کنم و سه ساله که روی ناتوانی هستم. در دو سال دیگه نمیتونم به زندگی به طور مستقل ادامه بدم و احتمالاً باید برگردم پیش خانوادهای که یا به من آسیب زدن، یا به من آزار رسوندن، یا هنوز هم از آزاردهندگانم حمایت میکنن و با من با نفرت رفتار میکنن. مادرم بهم گفت که وقتی که او و پدرم بمیرن، هیچکسی به من کمک نخواهد کرد. پدرم وقتی ۱۴ ساله بودم به من حمله کرد و مادرم هنوز هم برعلیه من جبهه میگیره. از خودم بدم میاد به دلایل زیادی و در گذشته گناهان بزرگی کردم (توبه کردم)، ولی همه اینها باعث میشه که حس کنم دیگه نمیتونم با خودم زندگی کنم. نمیتونم این رو تحمل کنم. هیچ برنامه مشخصی ندارم، ولی مدام به این فکر میکنم: آیا خودکشی شخص رو از اسلام خارج میکنه؟ اگر شخصی گناهکار باشه یا خودشو انسان بدی حس کنه چه؟ من همه چیز رو امتحان کردم و قصد بدی ندارم، با این حال هر روز حس مرگ میکنم. چی کار باید بکنم؟ لطفاً، نیاز به راهنمایی اسلامی و مشاورهی مهربانانه دارم. اگر کسی میتونه روایات مرتبط، یادآوریهای قرآنی، یا مراحل عملی مثل پیدا کردن مشاوره اسلامی فوری، ادغام درمان پزشکی با رقیه/دعاء به شکلی مناسب، یا منابع اضطراری برای کسی که با آزار و بیخانمانی مواجه است رو به اشتراک بذاره - ممنون میشم. دعا رو هم میپذیرم. جزاکم الله خیراً.