بازسازی ایمان بعد از یک تجربه دردناک
سلام بر همه. میخواستم چیزی که خیلی روی دلم سنگینی میکنه رو به اشتراک بگذارم. برای سالها با یک برادر مسلمان دوست نزدیک بودم. همیشه خیلی بااحترام و مهربون بود، ماشاءالله - شخصیت واقعاً من رو بیشتر به اسلام نزدیک میکرد. کاملاً بهش اعتماد داشتم؛ کسی بود که احساس امنیت میکردم تنها باهاش باشم. بعد از سه سال شناختش، اسلام آوردم و شهادتین گفتم. زیاد طول نکشید، دعوتم کرد برای قهوه، مثل سابق قبل از مسلمان شدم. وقتی رسیدم، به جای اون به داخل ماشینش اشاره کرد. فکر نکردم مشکلی باشه - خوبش میشناختم و بهش اعتماد داشتم. ولی بعد، در ماشین به من حمله کرد. کاملاً یخ زده بودم، مثل یه مجسمه. گزارشش رو دادم، ولی بدون مدرک و از اونجایی که منکر شد، بیشتر پیگیرش نشدم. این تجربه ایمانم رو خرد کرد. من برای اون مسلمان نشدم، ولی اون بخش بزرگی از چیزی بود که من رو به دیین جذب میکرد - برای من، اون مثل یه نمونه زنده از یه مسلمان عملکننده به نظر میرسید. حالا، از مردهای مسلمان و حتی از خود اسلام میترسم، چون اون دروغ گفت تا گناهش رو پنهان کنه و از خودش محافظت کنه. چطور بعد از یه خیانت اینقدر عمیق به سمت خدا برگردم؟ هر نصیحت از کسانی که چیزی مشابه رو تجربه کردن خیلی معنی داره. جزاک الله خیر.