احساس اضطراب درباره آنچه در پیش است
السلام علیکم. من حالا بیشتر از یک سال است که با شوهرم در رابطه هستم. ما از پسزمینههای مذهبی متفاوت هستیم. با اینکه خودم زیاد مذهبی نیستم، اما به خدا ایمان دارم. در حال حاضر، او نیز زیاد مذهبی نیست، اما گفته که در آینده میخواهد دوباره بیشتر به ایمانش وصل شود، که من از آن حمایت میکنم. با این حال، وقتی به آینده فکر میکنم، احساس بییقینی و ترس زیادی دارم. او مدت زیادی است که در یک جامعه متنوع زندگی کرده و در بسیاری از جنبههای زندگی دیدگاه متعادلی دارد. او از این که من میخواهم کار کنم، حتی وقتی بچه داشته باشیم، حمایت میکند و همچنین به اشتراک گذاشتن در سنتهای یکدیگر باز است. او همچنین واضح کرده که هرگز مرا مجبور نخواهد کرد که دینم را تغییر دهم. تنها نکته مهم برای او این است که بچههای آیندهمان در دین او پرورش یابند، که من عموماً با آن موافقم. چیزی که مرا نگران میکند این است که دیدگاههایش ممکن است به مرور زمان بهطور قابل توجهی تغییر کند، به خصوص اگر دوباره مذهبیتر شود. خودش گفته که "در مسائل ایمان، هیچ مصالحهای وجود ندارد". با اینکه مفهوم را میفهمم، این گفته مرا نسبت به آنچه که این میتواند برای آیندهمان معنی داشته باشد، نامطمئن میکند. چالش دیگر این است که خانوادهاش نسبتاً مذهبی هستند، اگرچه ما قصد نداریم نزدیک آنها زندگی کنیم. از سوی دیگر، خانواده خودم نسبتاً منتقد و زیاد حامی نیستند. ما بارها درباره این موضوعات صحبت کردهایم، اما هنوز ترس عمیقی دارم که طرز فکرش ممکن است یک روز کاملاً تغییر کند و ممکن است به خاطر آن از هم جدا شویم. من خیلی داستانهایی مثل این شنیدهام که مرا حتی بیشتر ناامن میکند. آیا کسی تجربه مشابهی داشته است؟ یا میتوانید مشورتی بدهید؟