ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

واقعاً باید دوباره با ایمانم ارتباط برقرار کنم

به عنوان دانشجوی سال دوم دانشگاه، درگیر هستم و صادقانه از وضعیت زندگی فعلی‌ام بیزارم. می‌دانم همیشه باید شکرگزار باشیم، اما حدود یک سال است که حس می‌کنم کاملاً گیر کرده‌ام. در دوران دبیرستان، فکر می‌کنم مسلمان نسبتاً متعهدی بودم-یک گروه دانش‌آموزی اسلامی راه انداختم و دو سال رئیسش بودم، کلی تلاش کردم تا قبل از فارغ‌التحصیلی تأسیس بشه. هنوزم بهش افتخار می‌کنم. ایمانم اون موقع قوی‌ترین بود؛ هیچ وقت نماز رو از دست نمی‌دادم، همه‌ی رمضان‌ها روزه می‌گرفتم و شب‌ها در مسجد شب‌زنده‌داری می‌کردم. اما از وقتی دانشگاه شروع شد، همه چی داره می‌لغزه. پارسال از نظر ذهنی و عاطفی به خصوص سخت بود. بخشی ازش بخاطر یک موقعیت واقعاً ناامیدکننده بود: من به کسی احساس داشتم، اما صمیمی‌ترین دوستم در نهایت بدون اینکه بهم بگه بهش نزدیک شد، که واقعاً اعتماد به نفسم رو خراب کرد. واضحه که قصد پیگیری نداشتم، اما همچنان عمیقاً تحت تأثیر قرارم داد. کاملاً خودم رو فراموش کردم-ورزش رو کنار گذاشتم، پرخوری کردم و حتی یک درس رو هم افتادم. دارم فیزیک می‌خونم، که یکی از سخت‌ترین رشته‌هاست، و انتخابش کردم چون تو دبیرستان عاشقش بودم و تحسین می‌کردم که چطور الله سبحانه‌وتعالی همه چیز رو بی‌نقص طراحی کرده. قبلاً برام لذت‌بخش بود، اما طی سال گذشته، فقط به عادت‌های بد افتادم و کاملاً از دینم فاصله گرفتم. حس می‌کنم رمضان گذشته و این یکی رو هم تلف کردم-تمام رمضان رو نماز خوندم اما باز بعدش شروع کردم به قفلون کردن. دارم سعی می‌کنم آروم‌آروم برگردم به باشگاه و سالم‌تر غذا بخورم، اما فقط حس می‌کنم انقدر گیر کردم و از همه چی تلخم. والدینم متوجه شدن چون همیشه سرحال و پرحرف بودم، اما الان فقط منفی‌بافم. از دانشگاه بدم میاد، از درس خوندن بدم میاد، هیچ وقت دلم نمی‌خواد کاری انجام بدم. اکثر روزها وقتم رو با هیچ کاری نکردن تلف می‌کنم، و نمی‌دونم چطوری این دور رو بشکنم. واقعاً، واقعاً دلم می‌خواد ایمانم رو پس بگیرم. می‌خوام دوباره به الله سبحانه‌وتعالی نزدیک بشم.

+88

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

تلاش دبیرستانیت حیرتانگیزه! اجازه نده یک سال بد تعریفت کنه. الله غفور است. میتونی قویتر برگردی.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

منم آنجا بودهام. روزه‌های رمضانم را هدر می‌دادم، احساس می‌کردم درجا می‌زنم. فقط دعای خالصانه کن. الله سبحانه و تعالی تقلاهای تو را می‌بیند و دوستت دارد.

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

بخشی که درباره دوستت و کسی که دوست داشتی گفتی... واقعاً سخت است. خیانت خیلی عمیق آدم رو میزنه. برای التیام قلبت دعا میکنم.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

مهربان باش با خودت. این که به این اندازه می‌ترسی نشان می‌دهد ایمانت هنوز هست، فقط زیر اضطراب پنهان شده.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این خیلی به دل نشست. دانشگاه منو هم حسابی از خدا دور کرد. جای سختیه، اما تمایل دوباره برای ارتباط، اولین قدمه. خدا برات آسون کنه.

+4
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

درکت میکنم. پروسه کندی هست، اما با خودت سخت نگیر. فقط دعا به دعا پیش برو. تو در این احساس تنها نیستی.

+2
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

فیزیک سخته! اما عاشقش بودن به خاطر طراحی خدا زیباست. شاید دوباره با مطالعهی آفریده‌هایش ارتباط برقرار کنی؟ قدم‌های کوچک.

+1
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ورزش کردن و خوردن غذای سالم شروع عالی است! مراقبت از بدن‌تان بخشی از دین هم هست. تو حتماً موفق میشی، خواهرم.

+1

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید