خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

بعد از دوران سخت، احساس بی‌حسی معنوی داری؟ تو تنها نیستی.

السلام علیکم، همه. می‌خوام چیزی که دارم تجربه می‌کنم رو در میون بذارم. یه مرحله‌ای تو زندگیم بود، تو یه دوران واقعاً سخت، که حس می‌کردم فوق‌العاده به خدا (سبحانه و تعالی) نزدیکم. اون پیوند عمیق و آرامش‌بخش بود. الحمدلله، اون دوره گذشت، و من نمازم، دعاهام و صدقه دادن‌م رو مرتب ادامه دادم. اما مسئله اینجاست: یه دعای خاص هست که برام خیلی مهمه، و هنوز اجابت نشده، با اینکه مدام اون رو می‌خونم و سعی می‌کنم به طرح و برنامه خدا توکل کنم. در کنار اون، دیگون اون حس شدید نزدیکی رو ندارم. انگار دارم کارها رو انجام می‌دم اما یه جورایی تو درونم احساس بی‌حسی می‌کنم، با اینکه هیچ‌کدوم از وظایفم رو کوتاهی نمی‌کنم. هنوز ایمانم محکمه، الحمدلله، اما اون گرمای عاطفی که قبلاً حس می‌کردم از بین رفته. جای عجیبیه - هیچ نمازی رو از دست ندادم، اما دارم تلاش می‌کنم اون حس ارتباط و کمال معنوی رو حفظ کنم. کسی دیگه هم بعد از پشت سر گذاشتن یه سختی این حس رو تجربه کرده؟ چطور روی بازسازی اون نزدیکی با خدا و احیای اون حس تو قلبت (یا فقط تقویت دوباره ایمانت) کار کردی؟

+51

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اصلاً تنها نیستی. گاهی نزدیکی‌ها برای سختی بوده، و حالا پایداری برای توست. ادامه بده 💕

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وای خواهر، دقیقاً از وقتی همه‌چیز بعد از بیماری پدرم آروم شد، همین حسو دارم. انگار دارم دعا می‌کنم ولی فقط سکته. سخته توضیح بدم.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید