چرا 'علم در مقابل دین' نکته اصلی را نادیده میگیرد
سلام به همه. من مدام میبینم که مردم-نه فقط مسلمانها، بلکه بهخصوص بیدینها-در مورد علم و دین طوری حرف میزنند که انگار در یک نوع جنگ هستند. اما راستش، این طرز فکر کلاً اشتباه است. من یک تازهمسلمان هستم و همچنین یک دانشمند، با پیشینهای در فیزیک ذرات. از دید من، علم و دین رقیب هم نیستند. در واقع، آنها مسیرهای جداگانهای هستند-حتی گاهی خوب با هم جفت میشوند. **علم** اساساً روشی است که ما از طریق آن دنیای **مادی** را میفهمیم. **دین**، از طرف دیگر، با سوالات بزرگ فلسفی و **متافیزیکی** دست و پنجه نرم میکند. اینها حوزههای جداگانهای هستند، یه جورایی مثل این که کسی نمیگوید ریاضی و تاریخ با هم رقابت میکنند، درسته؟ حالا، از دیدگاه اسلامی، کاوش در جهان مثل کاوش در خلقت الله است، چیزی که قرآن آن را *آیات* یا نشانهها مینامد. خیلی از دانشمندان بزرگ مسلمان، مثل ابن هیثم و الخوارزمی، در واقع انگیزهشان از ایمانشان برای کندوکاو در دنیای طبیعی بود-و کارشان پایههای علم مدرن را بنا نهاد. و از نظر علمی، بخش بزرگی از روش علمی این است که به چیزهایی که **نمیدانیم** اشاره کنیم. پس وقتی کسی میگوید، "ما **هیچ** مدرکی برای X نداریم،" این با گفتن "ما مدرکی **علیه** X داریم" فرق دارد. مردم عادی این دو را همیشه قاطی میکنند، و این فقط باعث میشود اعتبار علم خدشهدار شود. بنابراین، علم به عنوان یک روش نباید-و نمیتواند-چیزهایی مثل وجود الله یا بهشت و جهنم را قطعاً اثبات یا رد کند. هر کسی که این ادعا را بکند، دارد روش را اشتباه به کار میبرد. پس آره، علم و دین "دشمن" هم نیستند. آنها فقط ابزارهای متفاوتی برای پرسیدن **انواع** مختلف سوالات درباره واقعیت ما هستند.