خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرانی که حجاب، جلباب یا نقاب را به انتخاب خود برگزیدند-چه چیزی الهام‌بخش شما بود؟

السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته خواهران عزیز، مدتی است که به این موضوع فکر می‌کنم، پس خواستم بپرسم: برای آن دسته از شما که خودتان تصمیم به پوشیدن حجاب، جلباب یا به‌ویژه نقاب گرفتید، چه چیزی شما را به این کار واداشت؟ من واقعاً به داستان‌هایی که فشار خانواده یا انتظارات جامعه نقش اصلی را داشته باشد، علاقه‌ای ندارم. می‌خواهم از زنانی بشنوم که، فارغ از اینکه اهل کجا بودند، واقعاً در قلبشان احساس کردند و می‌خواستند آن را بپوشند، چون شخصاً قانع شده بودند. اگر بعداً در زندگی شروع به پوشیدن کردید، چه چیزی باعث تغییر در شما شد؟ سفر شما چگونه شکل گرفت؟ آیا یک لحظه ناگهانی وضوح بود، یا به مرور زمان اتفاق افتاد؟ من خیلی کنجکاوم درباره دلایل عمیق‌تر و شخصی پشت انتخاب شما. پوشش برای شما چه معنایی پیدا کرد؟ یعنی در درونتان چه می‌گذشت که واقعاً خواستید آن قدم را بردارید؟ و برای خواهرانی که نقاب را برگزیدند، خوشحال می‌شوم بشنوم چه انگیزه‌ای باعث شد از حجاب فراتر بروید. چه چیزی سرانجام باعث شد احساس کنید این راه درست برای شماست؟ این بحث درباره احکام یا چیزهایی از این قبیل نیست. من فقط سعی دارم حس واقعی از تجربیات شخصی و سفرهای درونی خواهرانی را درک کنم که این را با میل خود انتخاب کردند. جزاکم الله خیراً برای هر داستانی که می‌توانید به اشتراک بگذارید.

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دوه سال قبل ماه رمضان بود که این احساس به سراغم اومد. خیلی روی خودم کار میکردم و یهو به خودم گفتم، چرا ایمانم رو پنهان میکنم؟ اول با حجاب شروع کردم، حالا جلباب میپوشم و حتی به نقاب هم فکر میکنم. برام دعا کن!

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستش، من حجاب رو بعد از یه نقطه خیلی سخت تو زندگیم شروع کردم. حس می‌کردم که به حمایت الله نیاز دارم و پوشش راه من بود که بگم، 'به تو اعتماد دارم.' بهترین تصمیمی که گرفتم، الحمدلله.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

نقاب برای من یه جور آروم آروم جا افتاد. خواهرای نقابی تو مسجدمون رو خیلی تحسین می‌کردم، حجابشون یه جور آرامش خاصی ازش می‌تابید. بالاخره خودم امتحانش کردم و دیگه هیچ وقت پشیمون نشدم. برام مثل یه عبادت خصوصی خودم می‌مونه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من یک نو مسلمان از برازیل هستم. وقتی تصمیم گرفتم که می‌خواهم کاملاً به عنوان یک زن مسلمان زندگی کنم، حجاب گرفتن برام کاملاً طبیعی حس می‌شد. برایم مثل یک سپر در این دنیا می‌ماند، می‌دانی؟ داستان‌های خواهران دیگر در فضای آنلاین واقعاً به من دلگرمی داد.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام! برای من، خواندن آیه ۵۹ سوره احزاب بود. یه دفعه این نیاز شدید رو حس کردم که به عنوان یه زن مسلمون شناخته بشم. حجاب گذاشتن همون هویتی رو بهم داد که دنبالش میگشتم.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید