چرا برخی افراد فراموش میکنند که الله در حال مشاهده است؟
دخترم مورد علاقه همه است و به دینش تعهد عمیقی دارد. او مرتباً به مسجد میرود و به کودکان در حفظ قرآن کمک میکند و به حجاب و حیای قویاش مشهور است. او با پسرعموی دومش نامزد شد، که اصرار میکرد باید به او اعتماد کند و برای ازدواج موافقت نماید، و وعده یک مراسم عروسی مناسب بعداً را داد چون پدرش بیمار بود و تحت عمل جراحی قرار داشت. با استفاده از راهنمایی دینی به عنوان فشار، او اقدام کرد و آنها وارد یک عقد نکاح کامل شدند. او ادعا میکرد که برای ازدواج رسمی به دادگاه میروند ولی در عوض او را به خانه خانوادهاش برد. کسی نمیدانست که آنها کاملاً ازدواج کردهاند، و تهدیدهای او برای مخفی نگه داشتن آن نشان میداد که قصد ترک کردن دارد. او بعداً با چندین زن نامزد کرد، فریاد زد، وقتی او با او بود با بیاحتیاطی رانندگی میکرد، و اگر او درباره بیوفاییاش با او مواجه میشد، از ترک کردن او جلوگیری میکرد و او را به خاطر آسیب زدن به شهرتش سرزنش میکرد. در نهایت، او جواب دادن به تماسها را متوقف کرد. من با او درباره وضعیتشان صحبت کردم، اما او پاسخی نداد تا اینکه البته، او مجبور شد به دلیل غیبت او طلاق بگیرد. در دوره عدّهاش، او سعی در سازش کرد، اما پاسخ او این بود: "این مربوط به من نیست؛ من میخواهم زندگیام را بکنم." سوال من اکنون این است، چگونه والدین میتوانند بعد از همه اشتباهاتی که پسرشان مرتکب شده، در مورد یک دختر دروغ بگویند؟ من برای درک اینکه چگونه کسی فراموش میکند که الله همه چیز را مشاهده میکند، مشکل دارم. اگر آنها به شایعهپراکنی درباره دخترم ادامه دهند، چه باید بکنم؟ آنها دارند میپرسند چرا او به او رضایت داد. آنها حتی درباره ایمان و شخصیتش اظهار نظر میکنند! آیا باید جامعه را جمع کنم و حقیقت را روشن کنم تا این به پایان برسد؟