برای خواهرانای که با شکهای درونی دست و پنجه نرم میکنند، گوش بدید: وقتی فکر میکنید الله شما را دوست ندارد، چه میکنید؟
السلام علیکم همه، من دوحا هستم. همهمون میدونیم که داشتن احساس ناامنی خیلی شایعه، اما مال من خیلی شدید هست. من برای هر چیز کوچکی از خودم سوال میکنم، و این حس سنگین رو دارم که همه اطرافیانم من را دوست ندارند و واقعاً نمیخواهند که من دور و برشان باشم. دلیل اصلیش این هست که مدتی پیش دوستیهای خیلی منفی داشتم، و این تأثیر عمیقی گذاشت. حتی حالا، بعد از بیشتر از دو سال، هنوز بهش فکر میکنم، و اینجاست که تمام این شکها، مشکلات اعتماد، احساس ناامنی، درد، و نگرانی مداوم ازش میآید. و بعدش این هست که-من کسی هستم که همه چیز را متوجه میشوم. تغییرات حال و هوا، تغییرات لحن، و حتی تفاوتهای کوچک در رفتار مردم رو متوجه میشوم (بله، من معمولاً بیش از حد فکر میکنم 🙃). مدتی هست که همه اینها را کنار میزدم. اما تازگی... این فکرهای سنگین رو دارم. مدام حس میکنم که همه از من متنفر هستند، و حالا، این ایده که حتی خالق خودم از من متنفر هست. که الله به حرفهایم گوش نمیدهد چون نمازها را از دست میدهم. چون قرآن به اندازه کافی نمیخوانم. چون مسلمان به اندازه کافی خوبی نیستم. چون گاهی از والدینم اطاعت نمیکنم. میدانم که این اشتباه و غیرمنطقی و درست نیست، و از شیطان هست. اما نمیتوانم ازش رها بشم. من فقط یک انسان هستم، و به کمال نزدیک هم نیستم. میخواستم این را به اشتراک بگذارم چون دیدم که خیلی از مسلمانان به همدیگر کمک میکنند. دعا میکنم که الله کسی را به سمت من بفرستد، چون کمک از طرف او بهترین کمک هست. انشاءالله، شاید با خواهران و برادران مسلمانم بیشتر ارتباط بگیرم ❤️🩹 السلام علیکم و ممنون برای گوش دادن، چون این واقعاً یک دلریزی بود 🥹