شفای بعد از آسیب دوران کودکی: آیا الله مبارزهٔ من را درک میکند؟
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. نوشتن این متن برایم دشوار است. من معمولاً سفر روحانیام را خصوصی نگه میدارم، اما این مسئله سالهاست بر دوشم سنگینی میکند و میترسم که بر نگاهم به خودم به عنوان یک مسلمان تأثیر گذاشته باشد. وقتی کوچک بودم، یک اتفاق بسیار آسیبزا را تجربه کردم که هیچ کودکی هرگز نباید تجربه کند. این باعث شد که خیلی زود دربارهٔ مسائل بزرگسالی بیاموزم و درگیر افکار و رفتارهایی شدم که هرگز تقاضایشان نکرده بودم. من تمام تلاشم را میکنم - بهطور محفوظ لباس میپوشم، از اختلاط غیرضروری یا صحبتهای غیررسمی با نامحرمان دوری میکنم و گذشتهٔ خود را برای خودم نگه میدارم. مبارزهٔ من با خودم است... بهطور خاص با یک عادت خودارضایی (استمناء). استغفرالله، حتی اشاره به آن هم احساس غلطی است، اما به راهنمایی نیاز دارم. هر بار که لغزش پیدا میکنم، ذهنم غرق در احساس گناه میشود: 'باید غسل کنم. باید نماز بخوانم. باید توبه کنم.' من همیشه احساس ارتباط عمیقی با الله داشتهام و این جنگ مداوم قلبم و آرامش ذهنیام را متزلزل میکند. من احکام مربوط به گناهان کبیره و اهمیت آنها را میدانم. از مطالعه آموختهام که چنین مبارزهای میتواند یک پاسخ عادی به آسیب عمیق دوران کودکی باشد - روشی که ذهن برخی افراد برای کنار آمدن یا بازگرداندن احساس کنترل تلاش میکند. من این را برای توجیه اعمالم نمیگویم، بلکه برای توضیح زمینهٔ آن است. سؤال اساسی من دیگر دربارهٔ 'چرایی' نیست. دربارهٔ نیاز به اطمینان است. من از از دست دادن رابطهٔ خود با الله وحشت دارم. فکر کردن به بحث دربارهٔ جزئیات کامل با یک عالم دینی دلهرهآور است. من به این باور چنگ میزنم که الله غفور و رحیم است، بخشایندهٔ دانا. قطعاً او پسزمینهٔ من، درد من و تلاشهای صادقانهام برای مبارزه با نفس دلم را میداند. این احساس گناه هر روز بار سنگینی است. من باید بفهمم: در عدالت کامل الله، آیا شخص در وضعیت من - یک قربانی که با یک پاسخ تروما دستوپنجه نرم میکند - با همان شدت کسی قضاوت خواهد شد که عمداً و صرفاً از روی میل و بیتوجهی درگیر گناه میشود؟ جزاکم الله خیراً برای هر روشنگری که میتوانید ارائه دهید.