چاکچاک از دنیا - سلام علیکم
السلام علیکم. لطفاً، خواهش میکنم، نظرهای سخت ندهید. من از بچگی با خیلی سختیها دست و پنجه نرم کردهام و بیشتر وقتها تنها بودهام. من اغراق نمیکنم - اغلب احساس خالی بودن میکنم و هنوز هم همینطور است. بعضی وقتها وقتی مردم به چیزی عادی میخندند، حسش نمیکنم، وقتی لبخند میزنند، من لبخند نمیزنم، وقتی گریه میکنند، من هم نمیگریم مگر اینکه واقعاً آسیب دیده باشم. معمولاً فقط وقتی تنها هستم گریه میکنم. احساس میکنم هر روز کمی بیشتر دارم از هم میپاشم. ذهنم به سمت افکار گناهآلود کشیده میشد و برای اینکه تلاش کنم احساس چنین پوچیای را متوقف کنم، خیلی کارها کردم: به الله پناه بردم، بهترین تلاشم را کردم و حتی چند تست سلامت روان انجام دادم. با این حال، آن احساس پایین نمیرود. حتی ده بار خودکشی را هم امتحان کردهام - اما همیشه خودم را متوقف میکنم به یاد آوردن اینکه اگر این کار را بکنم، هم این زندگی و هم آن یکی را از دست میدهم. این را با امید خیلی کمی مینویسم. اینطور است که زندگیام به نظر میرسد ساخته شده؛ فکر نمیکنم خیلیها دقیقاً این احساس را تجربه کرده باشند، و از الله میخواهم که هرگز مجبور نباشید این را تجربه کنید. این برای من فقط افسردگی نیست - این یک پوچی است. اگر کسی مشاورههای نرم و مبتنی بر ایمان یا دعاهایی دارد که به آنها کمک کرده، خوشحال میشوم بشنوم. جزاکم الله خیر.