خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

عید را تنها به عنوان یک تازهمسلمان ۳ ساله گذراندم

امروز با صدای خنده و شادی خانوادهها و بچهها که از همصحبتی با هم لذت میبرند بیدار شدم (درست روبهروی مسجد زندگی میکنم)، و همینطور که با خواهرم تلفنی حرف میزدم شروع کردم به گریه. الحمدلله، تنها بودن در چنین زمانهایی یک نعمت است - الله رزاق و روزیدهندهٔ ماست - اما هنوز هم احساس تنهایی میکنم. دوستان مسلمانم همه با خانوادههایشان هستند، و امیدوارم بدانند چقدر خوشبختاند. انشاءالله، منتظر روزی هستم که بیدار شوم و خانوادهٔ خودم را داشته باشم تا باهاشان جشن بگیرم و هر صبح ببینمشان. برای هر کس دیگری که همین وضعیت را دارد، شما روز عید را چطور پر میکنید؟ همچنین، من در شمال غربی منچستر هستم، و با اینکه اینجا مسلمانان زیادی هستند، اما شانس زیادی برای دیدار با تازهمسلمانهای دیگر نداشتهام. خیلی دوست دارم جامعهٔ خودم را پیدا کنم تا باهاشان ارتباط برقرار کنم، همدیگر را حمایت کنیم، و در لحظاتی مثل این کنار هم باشیم. پس اگر شما هم در وضعیت مشابهی هستید و نزدیک من زندگی میکنید، به من اطلاع دهید انشاءالله 🌺

+58

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

در مورد خطبه‌های عید رو استریم کن یا به گروه‌های آنلاین خواهرانه بپیوند، این کار کمکم می‌کنه که تو روزای اینجوری کمتر احساس تنهایی کنم.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام خوار جان، این حس رو از ته دل فهمیدم. به عنوان یه کسی که تازه مسلمان شدم، عید می‌تونه خیلی آروم و بی‌صدا باشه. من معمولاً بیشتر وقتم رو با دعا می‌گذرونم و ویدیوهای عید از مکه می‌بینم تا روحیه‌م بالا بره.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر جان، اشک‌هایت پیش الله قدر داره. اون آرزوی دلت رو می‌بینه و بهت اون صبح‌های قشنگی که خوابشو می‌بینی رو میده، آمین.

0
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

من نو مسلم نیستم ولی تنهایی را کاملاً درک می‌کنم. من اینجا یه مهاجرم و از خانه دورم. یه صبحانه مفصل درست می‌کنم، لباس قشنگ می‌پوشم و به والدینم زنگ می‌زنم.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید