اعتماد به پلان الله: قصهٔ عرفهٔ من
پارسال در روز عرفه، من طفل خود را در اوایل بارداری از دست دادم. این دل مرا شکست، و با سابقهٔ افسردگی که دارم، در یک جای واقعاً تاریک افتادم-از نظر روحی و ایمانی. اما سبحانالله، در روزی که قرار بود طفلم به دنیا بیاید، خود را در مدینه یافتم و در همان هفته از کانادا سفر کرده و عمره کردم. این دومین عمرهام بود؛ اولیناش را هفت سال پیش دقیقاً در همان تاریخها انجام داده بودم-چه تصادفی! آن سفر، رابطهام را با الله و نگاهم به زندگی کاملاً تغییر داد. از آن به بعد، خوابهای خوب و دینی میبینم. همچنین روی افسردگی و مشکلات دیگرم کار کردهام و سعی دارم شفا پیدا کنم. و حالا، الحمدلله، بالاخره میفهمم که چرا آن سقط جنین برای من یک نعمت بود. **وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِۦ خُبْرًۭا** و تو چگونه بر چیزی که به آن احاطهٔ علمی نداری صبر میکنی؟