خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

شک‌ها قبل از قبول اسلام

السلام علیکم، به همه. من یک زن مسیحی هستم که از طریق شوهر مسلمانم با اسلام آشنا شدم. صادقانه بگم: اولش فقط کنجکاوی بود-می‌خواستم بهتر درکش کنم. اما وقتی بیشتر جستجو کردم، دینی پیدا کردم که برام واقعی‌تر حس می‌شد. حتی الان هم وقتی دعا می‌کنم و از الله هدایت می‌خوام، جواب‌هام رو پیدا می‌کنم. مشکل اینه که گاهی شک‌های سنگینی به سراغم میاد. می‌ترسم والدینم رو ناامید کنم و حس می‌کنم به فرهنگم خیانت می‌کنم. می‌دونم اینا چیزای جدایی هستن، اما خیلی از سنت‌ها از دین میان، می‌دونین؟ و اینم کمک نمی‌کنه که خانواده شوهرم روش تأثیر می‌ذارن-اونا واقعاً تنگ‌نظرن و اسلام رو به شکلی که، خب، یه کم عقب‌مونده هست، عمل می‌کنن (اونا از یه پیشینه خاصی هستن، و می‌دونم که همه اینطوری نیستن، کاملاً برعکس). همه اینا بهم اضطراب زیادی میده. فقط می‌خوام بدونم آیا کسایی که مسلمان شدن از این بحران‌های عمیق گذشتن و چطوری ازش عبور کردن. لطفاً قضاوتم نکنین-واقعاً دنبال کمک می‌گردم و امیدوارم بتونین چیزی پیشنهاد بدین.

+37

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

و علیکم السلام، خواهر جان. دو سال پیش مسلمان شدم و مشکلات خانوادگی واقعاً وجود داره. پدر و مادرم ناراحت شدن، فکر می‌کردن من دارم ردشون می‌کنم. زمان برد، اما حالا که می‌بینن من خوشحال و آرام هستم، دارن نرم‌تر می‌شن. براشون دعا کن، برای قلب‌هاشون هم.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

لطفاً اسلام را با آنچه بعضی مردم عمل میکنند قاطی نکنید. روش خانوادهاش بیشتر شبیه فرهنگ به نظر میرسد، نه دین. روی قرآن و نمونه پیامبر تمرکز کن. این اسلام واقعی و مهربان است. آنجا آرامش پیدا میکنی، انشاءالله.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر، این اضطراب کاملاً عادی است. من خودم ماهها در گریه بودم. چیزی که به من کمک کرد، پیدا کردن یه حلقه خواهرانه از تازه مسلمونها بود. دونستن این که تنها نیستم-حتی مسلمونایی که از اول تو این دین بودن هم دست و پنجه نرم میکنن-واقعاً برام فرق بزرگی ایجاد کرد. تو از پسش برمیای.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید