راهبردی تردیدها در سفر دینی من
سلام به همه، من این را با این امید مینویسم که مورد قضاوت قرار نگیرم. به عنوان یک خواهری که حجاب میپوشد، حدود هفت ماه است که دورهای از پرسشگری را سپری میکنم. بعضی وقتها خودم را در حالی مییابم که نسبت به باورهایم احساس نااطمینانی دارم. سعی کردم با برخی اعضای خانواده صحبت کنم-یکی ناراحت شد، و دیگری سعی کرد کمک کند اما هنوز پرسشهای بیپاسخم در مورد برخی جنبههای دینمان وجود دارد. واقعاً از خودم ناامیدم چون قبلاً عاشق اسلام بودم، اما حالا در تلاشم، مخصوصاً با پوشیدن حجاب چون من تنها کسی در مدرسهام هستم که این کار را میکند. سخت است که چیزی را نمایندگی کنی وقتی هنوز در حال فهمیدن معنای آن برای خودم هستم. تردیدهایم با حجاب شروع شد-نگرانم کسی از من درباره اسلام بپرسد، و چطور چیزهایی را توضیح دهم که هنوز در حال یادگیریشان هستم؟ بعضی وقتها به دیگران نگاه میکنم و فکر میکنم چطور آنها اینقدر بیخیال به نظر میرسند، اما میدانم مسیر من متفاوت است. سختترین بخش این است که در نمازها و ایمانم احساس دوری میکنم، و خیلی سخت در تلاشم تا دوباره ارتباط برقرار کنم. نمیخواهم امید به رحمت الله را از دست دهم، حتی وقتی اوضاع پایین به نظر میرسد. واقعاً قدردان صحبت با کسی هستم که بتواند مرا در راهبردی این افکار یاری کند. از درک شما متشکرم، خداوند اجرتان دهد.