از حس گمشدن تا پیدا کردن اسلام ☪️
سلام علیکم، همه - میخواستم کمی از داستانم رو به شما بگم. وقتی در یک خانواده بسیار آزاد و باز بزرگ شدم، آزادی زیادی داشتم. میتوانستم دیر بیرون بمانم، به کلوپها بروم و هیچکس واقعاً جلوی من رو نمیگرفت - در واقع، آنها اغلب من رو به لذت بردن تشویق میکردند. اما از سنین پایین، حتی قبل از ۱۸ سالگی، با اعتیاد به ویپ و نوشیدنی مشکل داشتم. وقتی که سرم به شدت غبارآلود میشد و نمیتوانستم درست فکر کنم، فقط وقتی که یک پف میزدم، احساس راحتی میکردم. دوستانم دائم میگفتند که لذت ببر و نگران نباش. همهی اینها به نظر میرسید که تنها لذتیه که دنیا میتونه به من بده، تا اینکه یک روز این فکر به سرم زد: "آیا واقعاً واگذار کردن خودم به این چیزها تنها خوشبختییه که میشناسم؟" جواب، در اعماق وجودم، نه بود. بعد یک ویدیو از یک خواهر رو دیدم که بعد از روی آوردن به اسلام از اعتیاد بهبود پیدا کرده بود. نصیحتش ساده بود: "با الله SWT صحبت کن." آن شب به مهربانترین دعا کردم و احساس راحتی کردم که واقعاً نمیتونم توصیفش کنم. از آن لحظه زندگیام تغییر کرد. سال گذشته اسلام را پذیرفتم - نه به خاطر اینکه کسی من رو مجبور کرد، بلکه به خاطر تجربههایی که خودم داشتم. حالا تا حد زیادی از اون اعتیادها آزاد هستم، الحمدلله، و از اینکه اسلام وجود دارد و من رو راهنمایی کرد، سپاسگزارم. ❤️ ☪️