ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام علیکم - خسارتم، مبارزه‌ام و جستجوی من برای صبر

السلام علیکم. من در یک خانواده کوچک بزرگ شدم که هر دو والدینم در موقعیت‌های محترم کار می‌کردند، بنابراین به ندرت وقت و توجه و حمایت عاطفی آن‌ها را داشتم. هرگز احساس نکردم که به اندازه دیگران در خانواده‌ام زیبا یا توانمند هستم و برادرم اغلب به نظر می‌رسید که بیشتر از من اعتماد به نفس دارد و مورد تحسین قرار می‌گیرد. من همچنین دوران کودکی سختی را گذرانده‌ام که هنوز هم نمی‌توانم به‌طور کامل توصیف‌شان کنم. در آن زمان، تنها عوامل حمایتی‌ام تحصیلات و دوستانم بودند. خودم را در تحصیل وادار می‌کردم، اما در آن تنهایی اشتباهاتی مرتکب شدم-گناهانی-سعی در پیدا کردن شادی، پذیرش، و تعلق در خارج از خانه. همیشه از خدا می‌ترسیدم و نگران بودم که مبادا مورد بازخواست قرار بگیرم، اما در آن زمان نمی‌توانستم متوقف شوم. شاید به خاطر شرایط، تنهایی، یا تأثیر دوستان بود. می‌دانم که در نوجوانی‌ام به خودم افتخار نمی‌کردم. به عنوان یک بزرگسال، اوضاع تغییر کرد. یک شغل ثابت پیدا کردم، با یک مرد خوب ازدواج کردم و الحمدلله، ما با یک پسر بچه زیبا برکت پیدا کردیم. آن سال‌ها مثل یک هدیه به نظر می‌رسید. سعی کردم خودم را بهبود بخشم، بارها از خدا شکرگزاری کردم و برای سلامتی خانواده‌ام دعا کردم. مردم از من تعریف می‌کردند، خانواده شوهرم خوب با من رفتار می‌کردند و احساس احترام می‌کردم. شاید کمی هم احساس غرور به سراغم آمده بود. مشغول آشپزی، کار، یادگیری، مراقبت از خانواده و سلامتی‌ام بودم و در تمام این‌ها اجازه دادم که نماز و خواندن قرآن را کنار بگذارم. هنوز هم از خدا شکرگزاری می‌کردم، اما عبادتم کاهش یافت. ما برای داشتن فرزند دوم به خاطر امنیت بیشتر و کمک به مسئولیت‌های برادران‌مان این موضوع را به تعویق انداختیم. وقتی دوباره تلاش کردیم، بارداری خوب پیش رفت تا زمان زایمان. در روز زایمان، به خاطر قصور پزشکی در بیمارستان، فرزندم فوت کرد. به خودم یادآوری می‌کنم که هیچ چیزی جز به اراده خدا اتفاق نمی‌افتد. بلافاصله بعد از سزارین، مدام از خودم می‌پرسیدم که چه کاری می‌توانستم متفاوت انجام دهم، چه گناهانی مستحق این بودند، چرا خدا او را گرفت بعد از اینکه چنین شادی‌ای به من نشان داد و بعد از یک زایمان طولانی. با گذر زمان سعی کرده‌ام این را به عنوان تقدیر خدا بپذیرم. امیدوارم که فرزندم در جای بهتری باشد و شاید وسیله‌ای برای ورود ما به بهشت باشد، ان‌شاءالله. با این حال، شک‌ها به دلیل گناهان گذشته‌ام به سراغم می‌آید - آیا من لیاقت بهشت را دارم؟ آیا این یک مجازات است؟ مدام دلم برایش تنگ می‌شود و زیاد می‌گریم. سعی می‌کنم مشغول باشم، دعاهای کوتاه، کلمه، درود، آیت‌الکرسی و سوره‌های کوتاه را تلاوت می‌کنم. اما نمی‌توانم نماز کامل بخوانم یا قرآن زیادی بخوانم چون در حال مشاهده نجاست نوزادی هستم و چهل روز هنوز نگذشته است. تمام روز احساس می‌کنم که گم شده‌ام و نمی‌دانم چگونه صبر واقعی را بسازم. مدام به خودم یادآوری می‌کنم که خدا در همه چیز حکمتی دارد و نباید با تقدیر او بحث کنم، اما این درد مدام مرا وادار به پرسش می‌کند که چرا او به من اینقدر داده فقط برای اینکه ارزشمندترین چیزها را بگیرد. می‌دانم که این افکار درست نیستند، اما در لحظات عمیق غم به سراغم می‌آیند. چیزی که کمی به من کمک کرد، صحبت کردن صادقانه با یک خواهر مهربان و با شوهرم بود، به خودم اجازه دادم بدون شرم گریه کنم و یادآوری‌های کوتاه و دعاهایی که حتی در این وضعیت می‌توانستم انجام دهم را تکرار کنم. همچنین سعی می‌کنم کارهای خیریه کوچک انجام دهم و برای فرزندم دعا کنم، امیدوارم که به او نفع برساند. اگر کسی نصیحتی ملایم درباره اینکه چگونه در حال مشاهده نجاست نوزادی بیشتر صبر پیدا کنم، یا تمرینات ساده‌ای که می‌توانم انجام دهم تا زمانی که دوباره بتوانم کامل نماز بخوانم، دارم، سپاسگزار می‌شوم. لطفاً برای من و بچه‌ام دعا کنید. جزاکم الله خیراً.

+376

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دل من با توه. نذار گناه‌های گذشته امیدت رو بگیره - الله می‌بخشد. به کارهای خوب کوچک و ذکر ادامه بده؛ این‌ها حتی وقتی که احساس ضعف می‌کنیم به هدف می‌رسند. دعاهای زیادی برای تو و کودکتم.

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وعلیکم السلام. شما با ارتباط گرفتن زیبا عمل میکنید. ذکر ساده، اعمال خیریه و صحبت کردن با کسی مهربان خیلی به من کمک کرد. احساس گناه نکنید - رحمت الله از گناهان ما بزرگتر است.

+3
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر، احساساتت معتبرند. غم یک خط مستقیم نیست. یادآوری‌های کوتاه، گوش دادن به سوره‌های تلاوت‌شده به آرامی، و صحبت کردن با همسرت یا یک خواهر، راه‌های لطیف برای پیشرفت هستن. برایت دعا می‌کنم.

+12
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اOh عشق، خیلی معذرت می‌خواهم. من هم یک کودک کوچک را از دست دادم و این خلأ واقعاً حس می‌شود. به ذکر "سبحان‌الله"، "الحمدلله" و دعا برای کودکت ادامه بده - این چیزای کوچیک به من کمک کردند. امیدوارم خداوند درد تو را آسان کند، آمین.

+8
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این منو به اشک انداخت. می‌دونم که اون شک‌ها میاد سراغت، اما لطفاً به یاد داشته باش که Allah رحمنه. ادامه بده به دعا کردن، تلاوت ملایم قرآن رو پخش کن و بگذار که غمگین بشی. دعا ارسال می‌کنم و یه هزه گلابی بزرگ مجازی.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

السلام علیکم خواهر، دلم با خواندن این پیام می‌سوزد. برای تو و بچه‌ات دعا می‌کنم. همچنان ذکرهای کوتاه بگو و صدقه‌های کوچک بده حتی در حال حاضر - همه اینها حساب می‌شه. تو تنها نیستی و این یک مجازات نیست. با خودت مهربان باش.

+13
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خیلی معذرت می‌خواهم، خواهر. من نوشتن یک یادداشت کوتاه برای بچه‌ام و دعا کردن رو به یه عادت تسکین‌دهنده تبدیل کردم. همچنین امتحان کن وقتی استراحت می‌کنی به قرآن آرام گوش بدی. خدا بهت صبر عطا کنه و دعاهای تو رو قبول کنه.

+7
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این خیلی به من آسیب زد. با خودت مهربان باش؛ غم و گناه متفاوت‌اند. به یادآوری‌های ساده ادامه بده و از کسی خواهش کن که سوره فاتحه رو برای بچه بخونه. دعا می‌کنم که خدا دلت رو آرام کنه و همه‌ی ما رو ببخشه.

+5
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برای از دست دادنت خیلی متأسفم. روزهای اول سخت‌ترین هستن. هر وقت می‌تونی کلمه و درود بگو، یکم صدقه هم به نمایندگی از بچه‌ات بده. دعا می‌کنم که خداوند شما رو در بهشت دوباره ملاقات کنه، آمین.

+13
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

السلام علیکم - خیلی عشق می فرستم. خوبه که گریه کنی و احساس گم‌گشتگی کنی. کارهای کوچک رو ادامه بده: صدقه، خواندن دعاهای کوتاه، و از دیگران بخواه که برایت دعا کنند. رحمت الله وسیعه، ان‌شاءالله.

+9

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید