یک داستان واقعی - الحمدلله برای این نعمت
السلام علیکم. این واقعا برای من اتفاق افتاد. به عنوان یک کودک سالها با مشکل شپش دست و پنجه نرم کردم - این مشکل تا بزرگسالی همراهم بود. هر چیزی که فکرش رو کنید امتحان کردم: لوسیونها، صابونها، داروهای خانگی و غیره. در یک مقطعی حتی موهایم را دکلره کردم با این امید که اوضاع درست بشه، ولی فایدهای نداشت. وقتی نوجوان بودم، به خاطر شپشها اغلب از طرف همکلاسیهایم مورد تمسخر قرار میگرفتم. مردم به من میخندیدند و بیشترشان از ایستادن در کنار من پرهیز میکردند که دردناک بود، اما واکنش آنها را درک میکردم. یک شب، من با اخلاص دعا کردم و از الله خواستم که شپشها را از موهایم بردارد. صبح روز بعد بیدار شدم و راستش، یادم نمیاد که دوش گرفتم یا نه، اما همه شپشها رفته بودند و سرم دیگر خارش نمیکرد. خانوادهام شگفتزده شدند چون که هیچ درمان جدیدی انجام نداده بودم. آن تجربه ایمانیام را قویتر کرد. حالا از شما میخواهم که لطفا برای من دعا کنید. امیدوارم الله دعای من را برای ازدواج با مردی که دوست دارم بپذیرد. امیدوارم الله به او ثبات بدهد تا بتواند با احترام از پدرم خواستگاری کند. ما جوان هستیم: من برای مدرکام درس میخوانم و او به دنبال کار است. از صحبت کردن با والدینم میترسم چون ما ملیتهای متفاوتی داریم و خانوادهام خیلی محافظهکار است و او هنوز از نظر مالی در وضعیت خوبی نیست. اما من واقعا باور دارم که اگر الله بخواهد، او میتواند چیزها را در یک لحظه تغییر دهد. خیلی مهم میشود اگر بتوانید دعا کنید که الله راهی برای ما باز کند و بهترینها را نصیبمان کند. جزاکم الله خیرا.