چرا طوری رفتار میکنیم که انگار مراقبت از سلامتیمون تو اسلام یه کار اضافیه؟
سلام به همگی، این موضوع اخیراً خیلی ذهنم رو مشغول کرده. راستش، خیلی از ماها سخت تلاش میکنیم ایمانمون رو تقویت کنیم، اما بدنهامون؟ یه جورایی میمونن کنار. و از اون طرف هم-بعضیها حسابی میافتن تو کار ورزش و یهویی نمازشون یا ارتباطشون با خدا یه کم خاک میخوره، میدونی که چی میگم؟ عجیبه که چطور این دو تا رو از هم جدا میکنیم. انگار که مراقبت از سلامتی و دینت دو تا موضوع کاملاً جدا از همن. ولی پیامبر عزیزمون (صلی الله علیه و آله) در مورد قوت، اعتدال تو خوردن، و خویشتنداری حرف زدن. بدنهای ما واقعاً امانتی از طرف خداست، درسته؟ با این حال تو جمعهای اسلامیمون، گپ و گفت درباره رشد فردی تقریباً اصلاً به سالم موندن اشاره نمیکنه. نمیگم که همه باید دنبال یه ظاهر خاص باشیم یا تو باشگاه زندگی کنیم. منظورم چیزای پایهایه-به اندازهای سرحال باشیم که بتونیم با تمرکز و انرژی نماز بخونیم، از همسر و بچههامون مراقبت کنیم، یه زندگی نه چندان کسل کننده داشته باشیم. فقط یه حس انضباط تو چیزی که میخوریم و چطور تحرک داریم. آیا فقط منم که این فاصله رو میبینم؟ یا جامعه شما هم باهاش دست و پنجه نرم میکنه؟ دوست دارم بدونم شماها چطور تعادل رو بین بیداری روحی و سلامت جسمی حفظ میکنین.