به فکر مسلمان شدنم اما احساس خستگی میکنم
سلام به همه. شش ماهه که با شوهرم ازدواج کردم و عمیقاً دوستش دارم. اون مسلمونه و من پیشینه کاتولیک دارم، هر چند از وقتی کوچیکتر بودم واقعاً عمل نکردم. اون به آرومی اشاره کرده که خوشحال میشه اگه یه روزی اسلام رو بپذیرم، اما صادقانه بگم، حتی قبل از اون هم کنجکاو و پذیرای این ایده بودم. نمیخواستم اون معلم مستقیمم باشه، نه به خاطر اینکه حمایتش رو ارزشمند نمیدونم، بلکه چون اگه این قدم رو بردارم، میخوام از ته قلبم باشه، واقعاً به خاطر خدا، نه فقط به خاطر عشق به اون-هر چند اون کسی بود که جرقه علاقم رو زد. داشتم قرآن میخوندم، یاد میگرفتم چطور نماز بخونم، و واقعاً آموزههایی که کشف میکنم رو دوست دارم، اما نمیتونم این حس رو از خودم دور کنم که دارم خرابکاری میکنم یا این ترس از اینکه خانوادهم چه واکنشی نشون میدن. من شخصاً هیچ مسلمون دیگهای رو نمیشناسم، و واقعاً دوست دارم به مسجد برم و اونجا نماز بخونم، اما خیلی استرس میگیرم. اگه یه کاری رو اشتباه انجام بدم چی؟ میتونم همینجوری برم یه مسجد محلی و نماز بخونم؟ باید برای کمک و راهنمایی به کسی نزدیک بشم؟ یا بهتره تو خونه تمرین کنم تا وقتی که آماده بشم شهادتین رو بگم؟ هر راهنمایی یا دلگرمیای واقعاً برام ارزشمنده.