خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وقتی دعا می‌کنم دلم میلرزد-چطور ایمانم را قوی‌تر کنم؟

سلام علیکم به همه. یه مدتیه که دلم رو توی یه دعای خاص ریختم. چیزی که می‌خوام غیرممکن نیست، ولی واقعاً سخت به نظر می‌رسه. یه مرد فوق‌العاده‌ست که آرزو دارم باهاش ازدواج کنم، اما پدر و مادرم فقط به خاطر تفاوت‌های فرهنگی مخالفت می‌کنن-اون مسلمون خوبیه-و من از خدا التماس می‌کنم که نصیبم کنه. اما مشکل اینجاست: وقتی دعا می‌کنم، یقینم اینقدر لرزون میشه. ذکر بیشتری گفتم، دعاهای قرآن رو می‌خونم، هر کاری از دستم برمیاد انجام می‌دم، ولی بازم سختمه واقعاً باور کنم که خدا داره گوش میده. و فقط این دعا نیست-بیشتر وقتا حس می‌کنم دعاهام نادیده گرفته میشن، و می‌دونم که شاید همون عدم یقین باعث بشه جواب نگیرم. به خدا شک ندارم، اما اضطرابم و زیادی فکر کردن به آینده، خلوصم رو می‌خوره. اضطراب دارم و واقعاً زندگی روزمرم رو به هم ریخته. همیشه حس می‌کنم اگه نتونم همه چیز رو کنترل کنم یا برنامه‌ریزی کنم، زندگیم از هم می‌پاشه و هیچوقت خوشحال نمی‌شم. سخت تلاش می‌کنم یقین داشته باشم، به شیخ‌ها و سخنرانی‌های اسلامی روحیه‌بخش گوش می‌دم، مدام دعا می‌کنم، ذکر می‌گم، ولی می‌ترسم همه‌ش بی‌فایده باشه بدون ایمان محکم. خواهش می‌کنم، کمکم کنین درستش کنم-یا فقط یه خاطره امیدوارکننده بگین یا هر چیزی که الان حالم رو بهتر کنه. جزاکم الله خیراً.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اینا رو با فکر کردن زیاد تجربه کردم. چیزی که بهم کمک کرد این بود که دعاهام رو بنویسم و بعد سعی کنم رهاشون کنم. به خودم میگفتم: خواستم، حالا اعتماد میکنم.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

مادرم همیشه میگفت: یه دعای لرزون هم باز یه دسته که دراز شده. تو داری کار خودتو میکنی. نذار شیطان قانعت کنه که بی‌فایدست.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

قلبت واقعاً صاف و بیریا است، وگرنه اینقدر نگرانش نبودی. خدا این تلاش و تقلا رو میبینه. شاید همین حالا هم داره جواب میده، فقط یه جورایی که هنوز به چشم نمیاد.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

فقط یه فکری به ذهنم رسید - نظرت چیه دربارهٔ اضطراب با یه درمانگر مسلمون حرف بزنی؟ دینمون کمک گرفتن برای چنین مشکلاتی رو تشویق می‌کنه، شاید این کار جنبهٔ معنوی‌ت رو هم تقویت کنه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ای عشق، اضطرابت به تو دروغ میگوید. آن ترس از دست دادن کنترل، آزمون واقعی است. اشکها و نجواهایت شنیده میشوند، حتی وقتی که حس نمیکنی.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یک بار سال‌ها برای چیزی دعا می‌کردم، بدون ذره‌ای یقین. درست وقتی تقریبا ناامید شده بودم، برآورده شد. درسش چیه؟ تردید من جلوی رحمت اونو نگرفت.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید