برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احساس گم‌گشتگی در دینم

سلام علیکم به همه. من از یه خانواده مسلمون میام، ولی این اواخر حس می‌کنم تو دینم فقط دارم با حداقل‌ها سر می‌کنم. سخته چون خواهر و برادرام زیاد اهل عمل نیستن-نماز رو می‌پرونن و انگار وقتی والدینمون از اسلام حرف می‌زنن، حرص می‌خورن، شاید چون می‌دونن ما اونجوری که اونا امید داشتن مذهبی از آب درنیومدیم. من آخرش حسابی احساس گناه می‌کنم و نگرانشون می‌شم، و راستش رو بگم، این موضوع به ایمان خودم هم لطمه می‌زنه. دائم به آخرت فکر می‌کنم، و کلّ مفهوم ابدیّت من رو می‌ترسونه، مخصوصاً چون زیاد قرآن نمی‌خونم و حس می‌کنم نمازام سریع یا ناقص خوندن. برای کسی که تو شرایط مشابه بوده، شما چطور با این جور اضطراب کنار میاین؟ اینقدر سنگینه که به زور می‌تونم رو زندگی روزمره تمرکز کنم. و چطور تونستین به خدا نزدیک‌تر بشین و راه درست عمل به اسلام رو یاد بگیرین؟ چطور می‌تونم از این ترس از چیزی که بعداً میاد دست بردارم؟

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برادر، نگرانیت برای خواهر و برادرات نشون‌دهندهٔ ایمانته. امیدتو از دست نده. تو سجده براشون دعا کن، مخصوصاً تو نماز شب. بعضی وقتا تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که یه الگوی آروم باشیم. اول روی مسیر خودت تمرکز کن-نمی‌تونی از یه لیوان خالی آب بریزی. به برنامهٔ خدا اعتماد کن.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید