اندیشیدن در مورد گذرا بودن زندگی
السلام علیکم، من مدتها در حال فکر کردن به ماهیت زندگی و چگونگی مواجههٔ مردم اطرافم، که دین ما را به اشتراک نمیگذارند، با چالشهای آن هستم. با زندگی در یک کشور غربی، من توسط همکارانم که مسلمان نیستند، احاطه شدهام و souvent میپرسم که چگونه آنها معنا و هدف را بدون هدایت الله پیدا میکنند. آیا آنها कभی متوقف نمیشوند تا فکر کنند که، بدون وجود قوه ی вищої و promis یک زندگی پس از مرگ، وجودشان ممکن است گذرا و تهی از هدف نهایی به نظر برسد؟ این چنان است که گویی آنها در حال漂Towards آیندهای غیرقطع، بدون جهت روشنی هستند. من متوجه شدهام که بسیاری از آنها با.Layerزnehmer خود را با حقایقimizinoccupied میکنند و خود را از پیامدهای آن باز میدارند. با این حال، من اعتقاد دارم که دل некоторых از مردم ممکن است به دليل انتخابها و اقداماتشان در برابر حقیقت سفت و سخت شود. اما людям که با آنها کار میکنم، نمینمایاند که حسد شدیدی نسبت به ایدهٔ یک قوه ی بالاتر داشته باشند؛ آنها sadece به نظر میرسد که از آرامش و سکینهای که با تسلیم شدن به ارادهٔ الله آمده است، ناآگاه هستند. چه چیزی آنها را از برداشتن آن一步 کوچک به سمت مسیر راستین که میتواند برای آنها صلح و وضوح بسیاری به ارمغان بیاورد، باز میدارد؟ من چیزهایuyệt میخواهم در این مورد بشنوم و امیدوارم که الله ما را всем hacia حقیقت هدایت کند. جَزاکُم اللهُ خَیرًا را برای به اشتراک گذاشتن بینشهای خود.