آرامشی که امروز در بازگشتم به اسلام حس کردم.
این را آنلاین به اشتراک میگذارم چون تقریباً ناشناس است، و در زندگی واقعی هنوز در حال جذب حس عمیقی از آرامش هستم. از وقتی بیدار شدم، سه بار گریه کردم-نه از غم، فقط احساس پاککنندگی و خوبی داشت. در طول دو سال گذشته، دانشم را در مورد اسلام، تعالیم و اصولی که از نظر روحانی در من احساس "در خانه بودن" ایجاد کرد، میساختم. خواندم، سؤال کردم، در دیدگاههای فرهنگی مختلف، برداشتهای تاریخی، تفسیرها جستجو کردم-بعضی دقیق، بعضی نه. دیدهام که مردم از دین به عنوان بهانه یا نقاب استفاده میکنند... اما قرآن راهنمای یگانه و حقیقی باقی میماند. میدانم این تغییر در زندگیم پیچیدگیهایی به همراه دارد، اما قدم به قدم پیش میروم. سادگی بازگشت به من آرامش داد. نه مراسم خاصی، نه لباس خاصی-هیچ چیز برای سختتر کردن آن بیش از آنچه باید باشد. فقط من بودم، الله ﷻ، ایمانم، و یک رانندگی کوتاه آفتابی به خانه، حدود ۱۵ دقیقه. میخواهم این لحظه را جایی ثبت کنم-نه برای فخرفروشی، و آن را فراموش نمیکنم، اما گاهی حافظهام به کمی تقویت نیاز دارد. ۱۱ اپریل ۲۰۲۶، ۴۰ سالگی. الله ﷻ را یافتم. در این سفر، اشتباه خواهم کرد، اما تمام تلاشم را میکنم تا بیاموزم و رشد کنم. روزتان پر برکت باد. 🤲