در این راه احساس خستگی شدید دارم...
السلام علیکم. من واقعاً در حال حاضر در تقلا هستم. من با افسردگی و ADHD سر و کار دارم، و این باعث میشود همه چیز به نظر خیلی سخت بیاید، حتی کارهای سادهای مثل وضو گرفتن و نماز خواندن به موقع. در نهایت نمازم را به تأخیر میاندازم و تا ساعات اولیه صبح بیدار میمانم تا آنها را انجام دهم. رمضان زمان بهتری برای من بود، اما حالا دوباره همه چیز در حال لغزش است، و نمیدانم این آزمایشی از جانب الله (سبحانه و تعالی) است یا اینکه من فقط در سادهترین اعمال عبادتی شکست میخورم. والدینم تلاش میکنند، اما همیشه درک نمیکنند. پدرم گفت این روش یک مسلمان نیست، و فکر میکنم نگران است که من دارم عقل خود را از دست میدهم – حتی یک بار وقتی با من بعد از نماز بسیار دیر وقت عشاء صحبت میکرد، دچار فروپاشی عصبی شدم. مادرم میگوید اگر پشتکار داشته باشم و به وسوسههای شک گوش نکنم، بهتر میشود، اما الان این کار غیرممکن به نظر میرسد. میدانم احترام به والدین بخش بزرگی از ایمان ماست، و از هرگونه بیاحترامی احساس وحشتناکی دارم، اما وقتی در خانه احساس میکنی که درک نمیشوی، خیلی سخت است. امروز، حتی نتوانستم نماز عشاء را بخوانم. احساس میکنم دارم بدتر میشوم. من مقداری رنج از گذشتهام در یک مدرسه اسلامی حمل میکنم، جایی که به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفتم، به حدی که برای مدتی از نماز و دینم فاصله گرفتم. هشت ماه پیش به نماز بازگشتم، اما این افکار طاقتفرسا مرا رها نمیکنند. در نماز بر روی کلماتم گیر میکنم، وضو را بیش از حد انجام میدهم، روی کامل بودن هر حالت و قرائت تمرکز میکنم، و بعد بلافاصله فراموش میکنم چه کردهام. اگر مشکلی پیش بیاید، فقط گریه میکنم و از هم میپاشم. من بینهایت میخواهم الله (سبحانه و تعالی) را دوست داشته باشم و در نماز آرامش پیدا کنم، اما وقتی اشتباهی میکنم، ذهنم به مکانهای تاریکی درباره آسیب زدن به خودم میرود. آن وسوسههای قدیمی و دردناک به خاطر همه اینها دوباره بازمیگردند. احساس میکنم دارم کنترل خود را از دست میدهم، و از فشار آن بر خانوادهام احساس وحشتناکی دارم. فقط میخواهم مسلمان بهتری باشم، اما هر کاری که میکنم به نظر میرسد مرا از نماز بیشتر میترساند. اگر کسی چیزی مشابه را تجربه کرده یا نصیحت ملایمی دارد، لطفاً، واقعاً میتوانم از حمایت استفاده کنم.