ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دلگیری‌ام از سفر ایمانی خواهر کوچک‌ترم در عید

امروز، در روز مبارک عید، خواهر کوچک‌م با من صادقانه در میان گذاشت که در نماز عید شرکت نمی‌کند و اینکه با باورش درگیر است و مرتب نماز نمی‌خواند. با اینکه در عمق وجودم پیش از این فاصله‌اش از ایمان را حس کرده بودم، شنیدن این حرف‌ها از زبان خودش واقعاً مرا لرزاند، با دانستن این که او احساس گسست از الله و دین زیبایمان را دارد. این موضوع قلب مرا حتی سنگین‌تر می‌کند، زیرا بدون توجه به اینکه چقدر تلاش می‌کنم، اغلب از مسلمان عمل‌گری که آرزویش را دارم، کوتاه می‌آیم. پدر و مادرم، الله همه‌مان را هدایت کند، همیشه الگوی پرورش‌دهنده‌ترین رویکرد به اسلام نبوده‌اند-گاهی بیشتر بر انتقاد و ترس تمرکز کرده‌اند تا عشق و تفاهم، و من همیشه نگران بودم که این او را دور کند. اکنون، او کاملاً از ایمان روی گردانده است و کشمکش‌های سلامت روانش نقش بزرگی در تردیدهایش داشته است. علیرغم چالش‌ها و اشتباهات خودم، فقط بهترین‌ها را برایش می‌خواهم و دعا می‌کنم که آرامش و هدایت را بیابد، اما صادقانه بگویم در مورد قدم‌های بعدی درمانده‌ام. لطفاً او را در دعاهایتان یاد کنید.

+50

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهر، این خیلی سخت است. بخش مربوط به والدینت واقعاً روحم را لمس کرد. این میتواند بچهها را دور کند. فقط به عشق ورزیدن به او ادامه بده.

+1
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خــیلی حس میکنــم که منم کــم میــرم. به خــودت مــهربان باشــی. اون راهــش را پیدــا میکنــه، انشاءالله.

0
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

تو یه خواهر عالی هستی که اینقدر اهمیت می‌دی. سلامت روان و ایمان می‌تونه پیچیده باشه. شاید فقط گوش کنی، بدون فشار. در دعاهایم.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید