چرا نمیتوانم با اسلام احساس ارتباط کنم؟
سلام علیکم. من هیچوقت واقعاً حس مذهبی نداشتم، با اینکه خانوادهام و همهٔ دور و برم اهل عمل هستن. فقط کارهای اولیه رو انجام میدم، ولی هیچوقت بهم آرامش یا عشق به اسلام رو نداده. وقتی موقع نماز یا هر چیز اسلامی میشه، برام مثل یه بار سنگینه. با خیلی چیزا مشکل دارم: نماز خوندن، قرآن خوندن، و مخصوصاً حجاب-این یکی از همه سختتره. این اواخر، فقط از ترس عقوبت و توقعات خانوادهام عمل میکنم. هر خوبی که تو اسلام هست، زیر سایهٔ چیزایی که به نظرم منفی میاد از بین میره، و راستش چیز زیادی پیدا نمیکنم که ازش خوشم بیاد. حتی وقتی بچه بودم و کلاسهای اسلامی میرفتم، همه چی غیرواقعی به نظر میرسید-داستانهای پیامبرا، احکامی که به نظرم قدیمی شدن، و چیزایی که به نظرم نسبت به زنها ناعادلانهست (از دیدگاه خودم)، بهعلاوهٔ کارایی از پیامبرا که گیجم میکنه. کاش میتونستم مثل بقیهٔ دور و برم باور کنم، ولی هرچی بزرگتر میشم، ایمانم ضعیفتر میشه. بیشتر یاد گرفتن شرایط رو بدتر میکنه، و تقریباً آرزو میکنم کاش میتونستم چیزایی که میدونم رو فراموش کنم تا از اسلام خارج نشم. فکر کردم شاید احتیاج به ایمان بیشتری دارم، برای همین سعی کردم بیشتر نماز بخونم (هیچ حسی نداشتم) و بیشتر مطالعه کنم، سخنرانی ببینم، با معلمم حرف بزنم-ولی همیشه دارم مخالفت میکنم و شک میکنم. خیلی از اینا با اخلاقیاتم و چیزی که هستم جور درنمیاد. با این حال، نمیخوام اسلام رو ترک کنم. نمیخوام برم جهنم. تعجب میکنم که چرا خدا منو این شکلی آفرید. قصد بیاحترامی ندارم-فقط دارم فکرام رو میگم و امیدوارم از برادرا و خواهرای ایمانیم راهنمایی بگیرم.