وقتی دوستان درباره رابطههایی حرف میزنند که با عقاید ما همخوانی ندارند
من دوستان زیادی دارم که مسلمان نیستند و طبیعتاً با دیگران قرار میگذارند و رابطه دارند. هر وقت که با من درباره روابطشان حرف میزنند، نگرانم که مبادا ناخواسته کاری که حرام است را عادی جلوه بدهم. از آنجایی که خودشان از قوانین اسلام پیروی نمیکنند، واقعاً نمیتوانم برایشان درباره احکام شرعی موعظه کنم، پس سعی میکنم از این مکالمات دوری کنم. اگر کسی به من بگوید که با کسی جدید آشنا شده، معمولاً چیزی میگویم مثل "ماشاءالله، برات هیجانانگیزه!" تا حالت شوخی و سبک داشته باشد. اگر کسی عاشق کسی شده باشد، ممکنه شوخیکنان دربارهاش شوخی کنم. اگر راهنمایی بخواهند، تمرکزم روی این است که مطمئن شوم با آنها خوب رفتار میشود و حالشان خوب است - چون به عنوان یک دوست، سلامتی و حال خوب برام مهمه. اما وقتی پای نکاتی درباره چطور ابراز علاقه کردن یا نزدیک شدن به کسی وسط بیاید، همیشه طوری رفتار میکنم که انگار هیچ چیزی بلد نیستم یا فقط میگویم که در این مورد نمیتوانم کمک کنم. همهاش درباره برقراری تعادل بین دوستی و ایمان است، بدون اینکه از حد بگذرم.