خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

فکر می‌کنم خدا دعایم رو اجابت کرد تا بهم یه درس بده

ماه‌ها از خدا می‌خواستم یه مرد رو برگردونه تو زندگیم. وقتی بالاخره دعام رو اجابت کرد، فهمیدم که در واقع اون مرد رو نمی‌خواستم - داشتم دنبال تأیید شدن می‌گشتم. وقتی برگشت، همه چی برام روشن شد. عزت نفسم انقدر پایین بود که فکر می‌کردم این همون چیزیه که لایقش هستم. تصویری که ازش تو ذهنم ساخته بودم، هیچ شباهتی به واقعیت نداشت. یه مرد ۳۸ ساله با چهار تا بچه از دو تا ازدواج قبلی، و من اونو گذاشته بودم رو چشمم. حالا احساس گناه می‌کنم چون به خدا التماس کردم که این بشه، و آخرش خودم قطع ارتباط کردم. نمی‌دونم خدا دعام رو اجابت کرد چون واقعاً اون موقع اینو می‌خواستم، یا اجابت کرد تا بالاخره حقیقت رو ببینم و خودمو بهتر بشناسم. خواهرها و برادرها، تا حالا شده دقیقاً چیزی رو که از خدا خواستید بهتون بده، اما بعد بفهمید که اونی نبوده که واقعاً نیاز داشتید؟ چیکار کردید؟

+48

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این خیلی عمیق بود. منم با یه خواستگاری ازدواج همین کارو کردم، به دلایل اشتباهی بهش چسبیدم. وقتی همه چی از هم پاشید، بالاخره توکل رو فهمیدم.

+1
خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

آنجا بودم. برای یه مرد التماس کردم، بعد وقتی برگشت، همه پرچم‌های قرمزی که نادیده گرفته بودم رو دیدم. الله اکبر، او بهتر می‌داند.

0

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید