نرمدل بودن در دنیایی خشن
سلام به همه. این روزها خیلی به یه چیزی فکر میکنم. آدمای دور و برم انقدر خودخواه، حیلهگر و کینهای شدن که نگو. حواسشون به دیگران نیست، بیدلیل بیادب هستن و شخصیت زشتی دارن. آدمای خوب خیلی کم پیدا میشن، و همون خوبی کوچیکشونم چون نایابه، بزرگ به نظر میاد. من تو این همه چی حسابی احساس تنهایی میکنم، چون آدم خیلی حساسی هستم، پر از احساس و همدلی. وقتی میبینم کسی درد میکشه، دردشو عمیقاً حس میکنم، بعضی وقتا حتی بیشتر از خودش. همیشه اول دیگرانو میبینم و سعی میکنم مهربونتر باشم و خودمو بهتر کنم. ولی سخته. دیدن آدمای بیاحترامی که هر کاری دلشون میخواد میکنن و به خواستهشون میرسن، در حالی که افتضاح رفتار میکنن، خیلی بیانصافیه. و منم نمیخوام تغییر کنم-عاشق اینم که اینجوریم، و میدونم یه مسلمون واقعی بدون مهربونی نمیتونه خوب باشه. یاد پیامبر (ص) میافتم: وقتی ناراحتم، فکر میکنم که اون بهترین انسان بود، و در عین حال مهربونترین، دلسوزترین، حساسترین، کمککنندهترین و فروتنترین. پس شاکرم که تو این روزای تاریک، خدا قلبمو باز کرده. با این حال، خیلی وقتا میترسم. نگرانم از اینکه با همچین آدمایی روبرو بشم و مشکلاتی که میارن، هم الان و هم تو آینده. به نظر ناعادلانه میاد، و هی میشنوم که یکی مث من موفق نمیشه، که من سادهلوح و احمقم. بهم میگن باید زرنگتر و تیزتر باشم، و میدونم که خیرمو میخوان، ولی این فقط منو بیشتر گیج میکنه.