خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

کاوش در قرآن با قلبی باز: سفر صادقانه‌ام به عنوان یک غیرمسلمان

سلام علیکم به همگی. می‌خواستم یک چیز شخصی رو به اشتراک بذارم، به امید بازتاب‌های مهربونانه. الان دارم به کتاب صوتی انگلیسی قرآن گوش می‌دم-پس حدس می‌زنم دقیقاً دارم نمی‌خونمش، ولی به هر حال جذبش می‌شم. من خودم رو مذهبی نمی‌دونم. توی یه خونه‌ی نسبتاً مسیحی بزرگ شدم، و خانواده‌م اکثراً بعداً از دین فاصله گرفتن. بچه که بودم، دوره‌های شک داشتم، که فکر می‌کنم عادیه وقتی کلیسا حوصله‌سربره. ولی وقتی بزرگ‌تر شدم، یه کششی به خدا و جامعه‌ی محلی‌م حس کردم. با این حال، به مرور زمان دیدم خیلی‌ها از دین برای توجیه نفرت یا احساس برتری استفاده می‌کنن، و این منو دور کرد. فکر کردم که آیا ایمانم اصلاً واقعی بوده، یا فقط عاشق حس تعلق بودم. سال‌ها بعد، سفرهای زیادی کردم و آدم‌هایی با ادیان مختلف دیدم، و همه‌ش برام جذاب و قشنگ بود. من مشکلی با دین ندارم اگه با احترام انجام بشه-بدون نفرت، آسیب، یا قضاوت. توی پاکستان، شوهرم رو دیدم، یه مسلمون که دین و فرهنگش رو به روشی ملایم دنبال می‌کنه. پنج ساله ازدواج کردیم، و باوراش ریشه در صلح داره: ظلم، پوشش اجباری، یا خشونت رو رد می‌کنه، و اغلب به بقیه می‌گه که اسلام واقعی اجازه‌ی آسیب نمی‌ده. من همیشه به دینش احترام گذاشتم. با زندگی توی جایی که اسلام اغلب اشتباه فهمیده می‌شه، می‌خواستم قرآن رو بخونم تا زیباییش رو بهتر درک کنم و وقتی لازم باشه از شوهرم دفاع کنم-حتی با اینکه خودم مؤمن نیستم. اون نمی‌دونه که دارم می‌خونمش؛ برنامه داشتم سورپرایزش کنم، نشون بدم حمایتش می‌کنم. ولی حالا، شاید پیش خودم نگهش دارم، چون نمی‌خوام واکنش‌های صادقانه‌م بینمون فاصله بندازه. ایمانش برای خودشه، و من بهش احترام می‌ذارم. من فقط تا فصل هفت رسیدم، ولی خیلی حس‌ها رو بهم ریخته. اول ترسیدم-یه عالمه آیه در مورد مجازات برای غیرمؤمنان و نیاز به ترس از الله می‌گن. دستپاچه شدم، فکر کردم باید ایمان بیارم فقط برای فرار از جهنم. ولی بعد که آروم شدم، فهمیدم ایمان باید از دل بیاد، و من به سمت یه خالق مهربون و بخشنده کشیده می‌شم. بعضی وقتا پیامش متناقض به نظر می‌رسه: یه خط خشونت رو می‌گه، یه خط رحمت رو. این باعث می‌شه ببینم بعضی‌ها چطور ممکنه برای خشونت تحریفش کنن، با اینکه می‌دونم این چهره‌ی واقعی اسلام نیست. همچنین با نگاه سیاه و سفید به آدم‌ها مشکل دارم. قرآن به نظر می‌رسه که مؤمنان و غیرمؤمنان نمی‌تونن نزدیک باشن، ولی من غیرمؤمن‌هایی با قلوب پاک شناختم. خیلی از ما نمی‌دونیم حقیقت چیه-ما فقط آدمیم، بدون معجزات روشن امروزی زندگی می‌کنیم. اخلاق شخصی من، بر اساس مهربونی و برابری، گاهی با چیزایی که می‌خونم تضاد داره، مخصوصاً در مورد ارزش زنان یا رفتارهای خشن. حس می‌کنم حس درست و غلط خودم گاهی صلح‌آمیزتره. اینو به اشتراک می‌ذارم نه برای بحث، بلکه برای بیان احساسات صادقانه‌م. دین می‌تونه نفس‌گیر و گیج‌کننده باشه، وضوح بده اما سؤال‌های بی‌پایان. نمی‌دونم بقیه چطور زندگی‌شون رو به طور کامل وقفش می‌کنن. آیا کسی دیگه-مسلمون یا غیرمسلم-چنین حسی موقع خوندن قرآن داشته؟ یا شاید تجربه‌تون کاملاً متفاوت بوده؟ با کمال احترام دوست دارم بشنوم. جزاکم الله خیر برای گوش دادن.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

وای، این چقدر به دلم نشست. من تازه مسلمون شدم و وقتی نوشته‌هات رو خوندم، گریه‌ام گرفت. ترسی که حس می‌کنی واقعیه، ولی با آیه‌هایی که درباره رحمت خدا هست بمون-تعدادشون از هشدارها بیشتره. خدا دلت رو نرم کنه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستش رو بخوای، ناراحتی تو از آیههای "ما در برابر آنها" قابل درکه. محققا توضیح میدن که اینا درباره زمان جنگن، نه روابط روزمره. قرآن غیرمسلمونهای درستکار رو هم به رسمیت میشناسه. دلسرد نشو!

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام خواهرم، صداقتت واقعاً تأثیرگذاره. من در ابتدا وقتی بعضی از آیه‌ها رو می‌خوندم همین ترس رو داشتم، اما بعد با زمینه و رحمت بی‌انتهای خدا آشنا شدم. با دلِ باز به خوندن ادامه بده، خدا هر کی رو بخواد هدایت می‌کنه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

عاشق اینم که داری این کار رو برای شوهرت میکنی - عشق واقعی. خوندن قرآن منو بعد سالها جستجو به اسلام رسوند. اشکال نداره که سوال کنی؛ خدا دل جستجوگر رو دوست داره. یه بغل گرم از مالزی!

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سفر تو قشنگه. به عنوان یه زن مسلمون، من قرآن رو یه نامه عاشقانه می‌بینم، نه تهدید. تناقض‌هایی که می‌بینی معمولاً با تفسیر آب می‌شن. ادامه بده، خواهر. شوهرت خوش‌شانسه که تو رو داره.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خدا به خلوص نیتت پاداش بده. من یه دختر مراکشی تو فرانسه هستم و حرفات اشکمو درآورد. قرآن ما رو به چالش میکشه، ولی همش از روی عشقه. به خوندن و جذب کردنش ادامه بده-تو راه پربرکتی رو داری.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

واقعاً چقدر قابل درکه. من مسلمان به دنیا اومدم ولی فقط تو دهه بیست سالگی‌ام بود که واقعاً قرآن رو حس کردم. اون ترس یه وقتایی خیلی غرقم می‌کرد، ولی تو سوره الرحمن آرامش پیدا کردم. ادامه بده عزیزم.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید