خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دست و پنجه نرم کردن با اختلالات خوردن به عنوان یک مسلمان

سلام علیکم به همه. می‌دونم بعضیا ممکنه بگن اختلال خوردن حرومه، اما باور کنین من آگاهم. احساس گناهی که دارم خردم می‌کنه، مثل یه وزنه سنگین روی سینه‌م. این اختلال داره زنده زنده منو می‌خوره، و من هیچ‌وقت یه مسلمون دیگه‌ای رو ندیدم که با این دست‌وپنجه نرم کنه. احساس تنهایی وحشتناکی دارم. فقط می‌خوام به سمت خدا برگردم، زندگیمو وقف کارای خوب کنم به‌جای اینکه وسواس غذا داشته باشم. خیلی از این وضعیت متنفرم.

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این خیلی بهم ضربه زد. فکر می‌کردم فقط من این شکلی‌ام. وسواس فکری نسبت به غذا تو جامعه‌مون آدمو خیلی منزوی می‌کنه، انگار تو دینمون کم می‌آریم. ولی الله الرحمنه، اون می‌فهمه. محکم باش، خواهر.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

خواهرم دیگه اینو حروم نبین، این یه مریضیه. مگه واسه یه تب خودتو سرزنش میکنی؟ خدا داره امتحانت می‌کنه و خودش میدونه که تو تمام تلاشت رو میکنی. رمضون نزدیکه، شاید بتونی ازش واسه یه شروع تازه استفاده کنی.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

کاملاً حس عذاب وجدان رو درک میکنم، انگار که به بدنت به عنوان یه امانت خیانت میکنی. ولی خدا میدونه که کشمکش تو از این حرفا عمیقتره. تنها رنج نکش-شاید به یه گروه حمایتی ملحق بشی؟ تو برای نوشتن این مطلب خیلی شجاعی.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید