ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام علیکم - احساس دوری از ایمانم

السلام علیکم دوستان. ببخشید اگر این کمی طولانی میشه. برای مقدمه، من سنی بزرگ شدم و خانواده‌ام مذهبی هستن، اما نه افراطی. مردم همیشه به من می گفتن که چقدر والدینم خوب بزرگم کردن - چقدر نماز خوندم، قرآن رو خوندن و احترام نشان دادم. من حدود ۱۲-۱۳ سالگی حجاب رو انتخاب کردم چون حس خوبی داشتم، کسی منو مجبور نکرد. اما lately، این نزدیکی داره کم کم از بین میره. با نخوندن قرآن شروع شد؛ من همچنان نماز می‌خونم و حلال می‌خورم، اما به مرور زمان انرژی‌ام برای نماز و قرآن کم شده. دوستانم رو می‌بینم که می‌نوشن، سیگار می‌کشن و مهمونی می‌گیرن و به نظر میاد خیلی خوش می‌گذرونن. وقتی منو دعوت می‌کنن، سخت‌تر میشه که جواب رد بدم. به خودم می‌گم مقاومت کنم، بهشت ارزشش رو داره، اما هنوز هم سنگین به نظر میاد. ارتباطم با خدا ضعیف شده. حتی دیگه همیشه حس نمی‌کنم حجاب بزنم - فقط برای مناسبت‌های خاص. مردم می‌گن حجاب نماد اسلامه و من نگرانم: چه فایده‌ای داره اگر حجاب داشته باشم اما فقط در اسم مسلمون باشم؟ احساس می‌کنم تحت فشارم که انتظارات دیگران رو برآورده کنم و وقتی مردم ازم درباره مسائل دینی می‌پرسن شرمنده می‌شم. اغلب حس می‌کنم دارم نقش بازی می‌کنم و ظاهر دختر قبلی که بودم رو حفظ می‌کنم، اما در درون حس متفاوتی دارم. ایمانم در قلبم به هم ریخته. غلط برداشت نکنید - من هنوز می‌خوام مسلمون باشم و می‌خوام اون پیوند رو دوباره برگردونم. سعی کردم ترجمه انگلیسی قرآن رو بخونم؛ حتی چند صفحه‌اش منو تحت تأثیر قرار داد و به نظر می‌رسید چیزهایی که دارم می‌گذره رو توصیف می‌کنه. هنوز هم در نماز مشکل دارم، اما بعضی وقت‌ها شب‌ها دعا می‌کنم و از خدا می‌خوام که اون حس رو برگردونه. من به دنبال نصیحت و کمی اطمینان هستم که آدم بدی نیستم، اینکه ممکنه این ارتباط رو دوباره بسازم حتی اگر به نظر غیرممکن بیاد، و اینکه تنها نیستم. من خیلی با سخنرانی‌ها خوش شانس نبودم - معمولاً احساس می‌کنم ناعادلانه‌ان یا گزینه واقعی وجود نداره و من عقب‌نشینی می‌کنم. اگر می‌تونید، لطفاً برای من دعا کنید.

+353

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

هنوز نظری نیست

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید