سلام علیکم - درخواست راهنمایی قبل از شرکت در مرکز بازپروری و احتمال پذیرش اسلام
السلام علیکم. من دعا و نصیحت از فرزندان خدا را میخواهم. من سالهاست که با افسردگی و اعتیاد دست و پنجه نرم میکنم. به مدت پنج سال با الکلیسم مبارزه کردهام. در سال 2024 به یک کلیسای مسیحی پیوستم با این امید که از نظر روحی بهبود پیدا کنم و به عیسی خدمت کنم، اما هنوز هم احساس میکردم که نیروهایی ارادهام را برای بهتر شدن خرد میکنند. مادرم بیمار شد و من حدود سه ماه در بیمارستان از او مراقبت کردم. در آن زمان به طور مخفیانه در بیمارستان نوشیدنی میخوردم و سیگار میکشیدم تا فراموش کنم و فرار کنم. تنها آرامش خواب بود - اینکه برای چند ساعت نخواهم وجود داشته باشم واقعا خطرناک است. مادرم یازده ماه پیش فوت کرد و از آن زمان هر روز مشروبات الکلی مصرف میکنم، احساس بیماری میکنم و به بیمارستان میروم. در 23 ژوئیه سکته قلبی داشتم. بعد از آن توانستم یک ماه sober بمانم، اما بعد دوباره به آن برگشتم. امروز sober هستم تا بتوانم با شما به روشنی صحبت کنم. چند ماه پیش اسلام وارد زندگیام شد. در ابتدا کنجکاوی بود، بعد علاقه واقعی به تعالیم آن در مورد محبت، انضباط و روی آوردن به خدا. تحت تأثیر قرار گرفتم که چطور اسلام تشویق میکند که از اعتیادها دوری کنیم و وابستگی به چیزهای دنیوی را کاهش دهیم. هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارم، اما گوش دادن به نغمهها و یادگیری تعالیم اصلی قلبم را آرام کرده و اضطرابم را آسانتر کرده است. نام من لوکاس است و برزیلی هستم. کاتولیک بزرگ شدم و با دینهای مبتنی بر آفریقا در خانوادهام ارتباط داشتم. به عنوان یک نوجوان به یک مرکز روحی مراجعه کردم و به عنوان یک بزرگسال به یک کلیسای مسیحی پیوستم که در آن واقعاً احساس نزدیکی به خدا میکردم. اما وقتی ضعیف بودم، به نظر میرسید که شیطان فرصت را غنیمت شمرده و مشکلات، ناامیدیها و یأس را به وجود میآورد و من ایمانم را از دست دادم و نماز خواندن را متوقف کردم. برزیل کشوری بسیار مختلط و عمدتاً سکولار است؛ اسلام در جایی که من زندگی میکنم نادر است. در شهر من تنها یک مسجد وجود دارد در حالی که کلیساها در همهجا هستند. بسیاری از مردم به خاطر تأثیر رسانهها، پیشداوریهای منفی در مورد عربها و مسلمانان دارند. برای جمعبندی: فردا به طور داوطلبانه وارد یک کلینیک بازتوانی میشوم، بنا به نصیحت خانوادهام. در آنجا پشتیبانی و یک کلیسای مسیحی وجود خواهد داشت. من میخواهم نظر صادقانه شما را بدانم. من مشکلی در احترام به تمام ادیان ندارم و سعی میکنم به باورهای همه احترام بگذارم - ایمان شخصی است و خدا یکی است. اما از گفتن به خانواده و دوستانم درباره اسلام و آرزویم برای رفتن به مسجد میترسم. همچنین نگران هستم که مردم چگونه به من در ملاء عام نگاه میکنند. زندگی در یک کشور غیرمسلمان سخت است و به صبر و استقامت نیاز دارد. من اغلب درباره گفتن شهادتین و به آغوش کشیدن اسلام فکر میکنم، اما مسجد دور است و اقامتم در کلینیک ممکن است طولانی باشد و بدون اینترنت. ممکن است این زمان برای اندیشه واقعی و گفتوگو با خودم و خدا باشد. من از دعاها، نصیحتها و تجربیات هر کسی که در این راه تغییر کرده یا با اعتیاد دست و پنجه نرم کرده و در جستجوی اسلام بوده، سپاسگزار خواهم بود. جزاکم الله خیرا.