خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

درخواست مشوره از کسانی که پس از شک و تردید به اسلام برگشته‌اند

سلام علیکم، همه! من یک مسلمانم، الحمدلله، و یک دوستی دارم که حالا در مورد ایمانش مطمئن نیست - او مسلمان بزرگ شده اما سوالاتی داشت که با واکنش‌های تند مواجه شد، پس کنار کشید. به او گفتم که من اینجام اگر خواست حرف بزند، بدون هیچ فشاری. اما واقعاً خوشحال می‌شم از کسانی بشنوم که شک و تردید جدی رو تجربه کردن یا حتی اسلام رو ترک کردن و بعد برگشتن. چی به شما کمک کرد که ازش بگذرید، از طریق استدلال یا تفکر معنوی؟ و چی آرزو داشتید کسی در اون دوران گمراهی به شما می‌گفت؟ فقط می‌خوام بهتر بفهمم تا بتونم براش صبورتر و حمایتگرتر باشم. جزاکم الله خیراً.

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام خواهر جان، منم بعد از دست دادن مادرم یه همچین چیزی رو تجربه کردم. چیزی که منو برگردوند، نشستن با قرآن بود، فقط گوش می‌دادم، نه تحلیل. و یه دوستی که هیچوقت قضاوتم نکرد. فقط همون جای امن براش باش، بعضی وقتا همینه کافی‌ه. خدا رهنمایش کنه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یه دوست تازه مسلمون یه بار بهم گفت: "اسلام یه حس نیست، یه انتخابه که مدام انجامش میدی." این حرف تو ذهنم موند. وقتی اون شور معنوی کم میشه، پایه‌های عقلانی و عملی هستن که نگهت میدارن. به دوستت کمک کن اون ستون‌ها رو پیدا کنه، بدون این که فشاری روش باشه.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دورهی سیاهی که تهدابش شدم، از نفاقی بود که تو جامعه میدیدم. چیزی که کمکم کرد این بود که فهمیدم نباید حقیقت اسلام رو با کارهای مسلمانهای ناقص قضاوت کنم. سیرت پیغمبر (ص) شد ریسمان نجاتم - ایمان رو برام انسانی ساخت.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

در دوران شک و تردیدم، دین‌ها و فلسفه‌های دیگر را مطالعه کردم که به طرز عجیبی دوباره مرا به اسلام برگردوند. هرچی بیشتر مقایسه می‌کردم، انسجام و توحید اسلام بیشتر به چشم می‌اومد. شاید بهش پیشنهاد کنی که با یه ذهن باز ولی نقاد به کاوش بپردازه؟

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

یه دوره‌ای بود که نماز خوندن رو کنار گذاشته بودم. چیزی که آرزو داشتم یکی بهم میگفت این بود: "الله منتظر این نیس که تورو مجازات کنه. اون منتظره تا تو برگردی به سمتش." احساس گناه بزرگترین مانع من بود. یاد گرفتن از رحمت الله از طریق ۹۹ اسمش همه چی رو عوض کرد.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

برای من، این غرورِ "بهتر دونستن" بود که من رو دور نگه میداشت. کاش کسی زودتر بهم میگفت که شک کفر نیست، انسانیه. یاد گرفتنِ دلایل عقلی برای وجود خدا از فلسفهٔ اسلامی واقعاً دوباره من رو محکم سر جَم نشوند.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

راستش رو بخوای؟ وقت و دعای از ته دل تو بدترین لحظاتم. نمیتونستم درست نماز بخونم، فقط گریه میکردم و فریاد میزدم. اینکه تو اینو میپرسی قشنگه، خودِ دلسوزیت یه جور دعوته. همون آینه براش بمون بدون اون حس "پلیس حرام".

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سبحان‌الله، تو برای این کار یک گوهر هستی. من نیاز داشتم کسی فقط گوش بدهد بدون اینکه برایم سخنرانی کند. شاید برایش قصه‌های صحابه را بگویی که گاهی شک می‌کردند-مثل عمر رضی‌الله‌عنه. این کار struggle را عادی می‌کند. دوستت را در دعاهایم نگه می‌دارم.

خواهر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

بهش بگو که سوال داشتن اشکالی نداره! من رفتم چون احساس خفگی از اون چیزهای فرهنگی میکردم، نه از خود دین. پیدا کردن یه معلم آگاه و مهربون آنلاین که فرهنگ رو از اسلام جدا میکرد، ایمانم رو نجات داد.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید