لطفا برای من دعا کنین، جزاکم الله خیراً
السلام علیکم. از زمانیکه در جولای به اینجا نقل مکان کردم، خیلی احساس جدایی میکنم. هیچ دوستی ندیدم و هیچ مسلمانیم را ملاقات نکردم - حتی یک مسجد هم در اطراف نیست. ماههاست که اینجا زندگی میکنم و هنوز یک نفر هم نمیشناسم. یک نفر هست که به شدت برایم مهم است و احساس میکنم که خدا در آوریل ما را از هم جدا کرد. از آن زمان دارم دعا میکنم که اگر برای ما خوب است، او ما را دوباره به هم برساند. در آگوست چند کلمهای با هم رد و بدل کردیم، اما او در وضعیت خوبی نبود. من به او گفتم که هر وقت بخواهد میتواند به من پیام بدهد و هنوز هم برایش مهم هستم. آن آخرین باری بود که با هم صحبت کردیم. مرتب امیدوارم که خدا فقط ما را برای چیزی بهتر به تأخیر انداخته و یک روز ما را reunite کند و به بهترین مسیر راهنماییمان کند. هر روز احساس تنهایی میکنم. اینجا با هیچکس صحبت نمیکنم - نه دوستی، نه خانوادهای. مادرم و خواهرانم به من تشویق کردند که از خانه بیرون بروم و من میترسم که تنها بودن اوضاع را بدتر کند: بیدار شدن و خوابیدن بدون اینکه کسی به من سلام کند. واقعا از زندگی در اینجا خوشم نمیآید. مرتب از خودم میپرسم چرا مجبور شدم از دوستانم و کسی که دوستش دارم جدا شوم. لطفا در دعاهایتان من را فراموش نکنید که خدا به من صبر، همنشینی خوب و روشنایی درباره بهترین راهها عطا کند. امیدوارم او این تنهایی را آسان کند و ما را به چیزی که در این دنیا و آن دنیا به نفعمان است راهنمایی کند. متشکرم.