سفر من به آغوش اسلام در جستوجوی آرامش و خوداتکایی
السلام علیکم. من شدیداً در تقلا هستم و احساس میکنم به نقطه فروپاشی رسیدهام. دارم به پذیرش اسلام فکر میکنم، اما اهل هند هستم و نگران مسائل قانونی. نمیخواهم سر از یک مرکز روانی دربیاورم، اما وضعیتم در خانه ممکن است مرا به آنجا بکشاند اگر زودتر نروم. پدرم اختلال دوقطبی دارد و طغیانهای خشم مکرر، که زندگی روزمره را غیرقابل تحمل میکند. من فوراً به یک کار نیاز دارم تا روی پای خودم بایستم. والدینم اسلامستیز هستند و از رشد شخصی من حمایت نمیکنند؛ آنها پول را برای جهیزیه و یک خانه بزرگ هدر میدهند به جای اینکه روی تحصیل یا مربیگری من سرمایهگذاری کنند. من زمانی شاگرد باهوشی بودم، اما درونگرا بودن، نداشتن دوستان نزدیک و یک رابطه دردناک گذشته مرا با تروما و افسردگی رها کرده است. حالا پدرم در مورد ازدواج من با یک دختر روستایی صحبت میکند، اما من نمیتوانم این کار را بکنم. باید بهبود پیدا کنم، سلامتیام را بازیابم، یک کار پیدا کنم و خوشبختی یک نفر دیگر را با مجبور شدن به ازدواجی که برایش آماده نیستم، نابود نکنم. جزاکالله خیر برای خواندن. باشد که الله به من آسانی عطا کند.