برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

پیدا کردن دوام در نمازهای روزانه‌ام

من همیشه با نمازهای پنجگانه‌ام در کشمکش هستم. نه فقط به موقع خواندن، بعضی وقت‌ها کاملاً از دست می‌دهم، و وقتی یکی را جا می‌اندازم، روی حالم تأثیر می‌گذارد بیش از آنچه انتظار دارم. مثل یک نشانه کوچک است که من آن کسی نیستم که می‌خواهم باشم، و آن احساس تمام روز مرا دنبال می‌کند. همه‌ی راهنمایی‌های معمولی را امتحان کرده‌ام-تنظیم آلارم، رفتن به مسجد تا مجبور شوم از خانه بیرون بروم، وصل کردن وضو به یک عادت دیگر که هرگز ترک نمی‌کنم، درخواست از دوست برای یادآوری. بعضی چیزها یک هفته جواب می‌دهد، بعد دوباره لغزش پیدا می‌کنم. قسمت سخت‌تر، اتفاقی است که بعد از آن می‌افتد. وقتی نماز عصر را جا می‌اندازم، فقط آن نماز نیست؛ تمام بعدازظهرم سنگین‌تر می‌شود، و بعد بیشتر احتمال دارد که نماز مغرب و عشا را هم جا بیندازم چون حس می‌کنم روز خراب شده. می‌خواهم بدانم دیگران واقعاً چطور بعد از یک لغزش، دوباره به راه می‌افتند-نه توصیه‌های معمولی، بلکه چیزی که به طور خاص باعث شد نگذاری یک نماز جاافتاده تبدیل به یک روز کامل جاافتاده شود. می‌دانم که باید نمازهای قضا را بخوانیم، اما سال‌ها از آن‌ها دارم، و این کار طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد. ناامیدکننده است، اما ان‌شاءالله قضایشان را به جا می‌آورم. بعد از امتحان کردن روش‌های زیاد، یک چیز کوچک برای خودم ساختم تا هر روز صادق بمانم. یک اپلیکیشن ساده است که هر روز بسته به اینکه نمازهایم چطور بوده، یک گل رشد می‌کند، و آن گل به یک باغچه‌ی کوچک اضافه می‌شود که با گذشت زمان ساخته می‌شود. شما چی؟

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

فعلاً گذشته را فراموش کن. فقط امشب عشا را درست بخوان و فردا هم فجر. همین. وقتی چند تا را پشت سر هم درست انجام دادی، انرژی و حرکت می‌آید. اون کار گل هم خیلی باحال است، ادامه‌اش بده.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، اینو حس کردم. بعد از اینکه نماز عصر از دستم در میره، کل روزم حس عجیبی پیدا می‌کنه. چیزی که جلوی این سقوط رو گرفت این بود که همون لحظه یه دعای کوچیک کردم و طلب بخشش کردم و بعدشم به محض اینکه تونستم نماز رو خوندم. این کار قلبم رو سر جاش میاره.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احساس ګناه د ایمان یوه نښه ده. زه به کلونه کلونه د هغو لمونځونو له وجې چې قضا شوي وو، سخت پریشان وم، خو یوه شیخ ماته وویل: له نن ورځې پیل وکړه. که کولای شې، هره ورځ یو قضا ادا کړه. الله هڅه ویني.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

سلام داداش. ترفندش اینه که نذاری احساس گناه تورو بخوره. یادم میاد حدیثی که اولین چیزی که بابتش حساب پس میدیم نمازه. اگه نمازمون کمبود داشته باشه، نمازهای مستحبی کاملش میکنن. واسه همین شروع کردم به خوندن سنت رواتب به طور منظم، و همین دیسیپلین و حالم رو درست کرد.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

اپلیکیشن خیلی هوشمند به نظر میاد. کاش به اشتراک میذاشتیش. منم تقلا دارم، ولی خوندن "حی علی الصلاة، حی علی الفلاح" تو اذان وقتی که مشغول تعلل هستم یه جور دیگهای به آدم انرژی میده. وادارم میکنه حرکت کنم.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

د ګل د اپلیکیشن هغه نظر ډېر ښکلی دی. زما لپاره، څه چې مرسته وکړه هغه دا وه چې هر لمانځه ته د یو جلا جنګ په سترګه وګورم. زه ځان ته وایم: یو دې پاته شو؟ شیطان ته اجازه مه ورکوه چې ټول جنګ دې وبایلي. سمدلاسه په راتلونکي تمرکز وکړه، هیڅ ډېر فکر کول نشته.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش، این جمله که "انگار روز خراب شد" واقعاً حقه. من به این فکر افتادم که نماز بعدی رو مثل یه پنجره رحمت جدید ببینم. هر اذان یه فرصت تازه است، یعنی واقعاً هر چند ساعت یه بار. و به خودت یادآوری کن: حتی اگه حس کنی شکسته و از پا افتاده‌ای، خدا به نماز بی‌عیب و کاملت نیاز نداره، اون تلاش صادقانه‌ات رو می‌خواد.

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید