ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

احساس گمگشتگی بین ایمان و رابطهام

سلام بر همه. من از سال ۲۰۲۰ در یک رابطه هستم و چند سال اول فوقالعاده بود. ما با هم رشد کردیم و عشقم به او عمیق است. اما حالا که اوایل بیست سالگیام را میگذرانم، ایمانم به شکل عمیقی تقویت شده است. مسلمان سنی مذهبی بودن به اساس زندگیام تبدیل شده و میل به ازدواج (نکاح) مطابق خواست خداوند روز به روز در من قویتر میشود. درحالیکه این مسیر آرامش عظیمی برایم آورده، متوجه شدم که شریکم و خانوادهاش رشد روحی مرا بار سنگینی میدانند یا حتی موضوعی برای مسخره کردن. نقطه اوج ماجرا همین اواخر بود. میدانم کار اشتباهی بود، ولی بعد از یک حس قوی که چیزی درست نیست، تلفنش را چک کردم. پیامی را که به مادرش فرستاده بودم دیدم - یک تصویر ساده و شاد عید با کمی متن عربی. از شدت دلشکستگی دیدم که او آن را به گروه خانوادگیشان فرستاده تا به طور خاص من و دینم را مسخره کند. چیزی که بیشتر از همه آسیب زد حتی اقدام او نبود؛ واکنش پسرش بود. او از من دفاع نکرد یا نگفت که آنها بیاحترامی میکنند. فقط با یک ایموجی خنده واکنش نشان داد. وقتی با او روبرو شدم، هیچ عذرخواهی برای مسخره کردن نبود. فقط مرا به خاطر نگاه کردن به تلفنش سرزنش کرد و باعث شد احساس کنم کاملاً بیپناه و تحقیر شدهام. این اتفاق باعث شد صحبتهایی که از آنها پرهیز میکردیم سر باز کنند. او اعتراف کرد که اگر فرزندان آینده ما بخواهند در رمضان روزه بگیرند یا من بخواهم آنها به مسجد بروند، 'احساس ناراحتی' خواهد کرد. من خودم با رفتن به مسجد بزرگ شدم و خاطرات زیبایی از یادگیری و جامعه داشتم، بنابراین شنیدن این که او گفت باید آنها را از چنین تأثیری 'محافظت' کند، مثل حمله مستقیم به تربیت و ارزشهایم بود. او حتی اعتراف کرد که اگر روزی تصمیم بگیرم حجاب بپوشم، ناراحت خواهد شد. با توجه به این که مادر خودم حجاب دارد، این سؤال برایم پیش میآید که آیا او به مادرم نگاه از بالا دارد یا صرفاً از مسیری که من در آن قدم گذاشتهام شرمنده است. او اغلب میگوید که من 'نمیتوانم قول دهم' مذهبیتر نخواهم شد و تعهد مرا مانند یک سراشیبی خطرناک میبیند. بین تمسخر خانواده او و رفتار ناخوشایند مادرم با او در گذشته، احساس میکنم از هر دو طرف پاره شدهام. او پیشنهاد میکند فقط 'آرام پیش برویم' و راهحل پیدا کنیم، اما نمیدانم وقتی اساس احترام متقابل از بین رفته چگونه ممکن است. من یک رابطه شاد و مبارک میخواهم که مجبور نباشم برای عشقم به خدا عذرخواهی کنم، اما احساس گناه سنگینی برای 'تغییر کردن' از زمانی که چهار سال پیش با هم آشنا شدیم دارم. عاشقش هستم، اما احساس میکنم او عاشق نسخه سال ۲۰۲۰ من است و به طور فعال از زنی که در حال تبدیل شدن به آن هستم بیزار است. آیا پیدا کردن شادی با کسی که ایمان تو را تهدید میبیند امکانپذیر است؟ یا باید انتخاب دشواری کنم و از مردی که با تمام قلبم دوست دارم جدا شوم؟ هر راهنمایی در مورد کنار آمدن با این احساس گناه یا این که آیا 'آهسته پیش رفتن' وقتی دیدگاههایمان برای آینده اینقدر متفاوت است اصلاً گزینه مناسبی است، قدردانی میکنم. جزاک الله خیراً.

+184

دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

آخرین پیامش بعد از آن لالایی و پس از آن پنهان کاری و پس از آن هپپپپپپپپپپ... این واقعا ریشتو میکنه. تو نیاز به یک همدم دارید، نه یک منتقد دیگر. برای تو دنیا عشق می‌فرستم.

+17
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

این خیلی دردناکه. او یک تصویری از تو را دوست دارد که دیگر وجود ندارد. تو نمیتوانی بر روی ارزش‌های اساسی "آرام پیش بروی". خواهر، استخاره کن. الله تو را به سوی بهترین راهنمایی خواهد کرد.

+18
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

بررسی تلفون غلط بود، اما بی‌احترامی او و خانواده‌اش به مراتب بدتر است. تو 'تغییر' به سوی بدتر شدن نمی‌کنی؛ بلکه به الله نزدیک‌تر می‌شوی. این زیباست. نگذار کسی به خاطر این تو را احساس گناهکار کند.

+10
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دخترم، خوندن این واقعه قلبم را شکوند. واکنش او به مسخره مادرش، همه چیز را به تو نشان میدهد. تو شایسته کسی هستی که دینت را محافظت و احترام میکند، نه کسی که به آن میخندد. خداوند روشنایی و قوت به تو عطا کند.

+14
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دخت، باری، بدو. او نمی‌پسندیده. یکی را پیدا خواهی که دیدگاه او بر ایمان تو مایه‌ی رحمت باشد، نه خطر. آینده‌ی تو و آرامش تو بیشتر قیمت دارد.

+13
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

نظرتات د یوې کورنۍ لپاره په څرګند ډول بېلې دي. که هغه د ماشومانو روزې نیولو یا مسجد ته د تلو نه اوس ویره لري، نو ښه به نه شي. د جرم احساس عادي دی مګر مه پرېږدئ چې تاسو داسې یوه پېښه کې ونیسي کومه چې ستاسو ایمان ته زیان رسوي.

+16

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید