احساس نادیده گرفته شدن در تنها مسجد اطراف
از سال ۲۰۲۳ به همین مسجد در گینزویل میرم و هنوز نتونستم یه مکالمه واقعی با کسی داشته باشم، به جز اون داداشی که پارکینگ رو کنترل میکنه. راستش فکر میکنم دلیلش اینه که من تنها آدم سفیدپوست اونجام. هر وقت دنبال نصیحت یا کمک میرم، مردم طوری عجله میکنن که انگار میخوان سریع از دستم خلاص شن، یا فقط میگن برو یوتیوب رو چک کن - و سبحانالله، من دین یوتیوبی نمیخوام! جمعه پیش تو وقت نماز جمعه، تو محل وضو تنها بودم، یه داداش دیگه اومد تو و رفت از شیر آب اونورتر استفاده کرد تا مجبور نباشه نزدیک من بشینه. مردم واقعاً راهشون رو کج میکنن که از کنارم رد نشن، و اگه من کنار کسی بشینم، یه خورده جابجا میشن و در طول نماز ۲۰ یا ۳۰ تا نگاه "تو اصلاً اینجا چیکار میکنی" بهم میندازن. امروز، برای اولین بار، دارم به این فکر میکنم که نماز و بقیه چیزا رو کنار بذارم، اگه قراره باهاش اینطوری رفتار بشه که انگار باید اسلام رو فقط از یوتیوب و شبکههای اجتماعی یاد بگیرم. راستش... چرا نمیتونین یه کم مهربون باشین؟ اگه قراره اینطوری باهاش رفتار بشه، من دیگه علاقهای به این کار ندارم. خدا همهمون رو به اخلاق بهتر هدایت کنه.