احساس خستگی از آزمایشهای زندگی، اما در حال نگه داشتن ایمان
السلام علیکم. دنیای من وقتی که مادرم به طور غیرمنتظرهای در طی سفری که قرار بود سفر خانوادگی شادیبخشی باشد درگذشت، و پدر، خواهر و برادرانم و من را دلتنگ و به شدت تنها گذاشت، زیر و رو شد. ما همدیگر را با این باور که مرگ به اراده الله میآید، آرامش میدهیم، حتی اگر خیلی زود به نظر برسد، و کاری جز پذیرش آن نداریم. به عنوان فرزند بزرگ، همه مسئولیتهای خانه را بر عهده گرفتهام-تمیزکاری، آشپزی، و هر کار دیگری. پدرم اصرار دارد کمک کند، اما با وضعیت سلامتیاش که از زمان فوت مادرم رو به کاهش است، نگرانش هستم و سعی میکنم کارها را خودم انجام دهم. خواهرم به ندرت کمک میکند مگر اینکه بارها از او بخواهم، و برای جلوگیری از بحث، اغلب خودم کار را انجام میدهم. برادر کوچکم هنوز کودک است، و مصمم هستم که او را از این بارها دور نگه دارم تا کودکیاش دست نخورده باقی بماند. از نظر شخصی، من به مدت سه سال در یک رابطه نامناسب درگیر بودم، با این باور که به ازدواج منجر میشود، فقط تا خیانت دیده باشم و دلتنگ شوم. درست همانطور که شروع به بهبودی کرده بودم، مرگ ناگهانی مادرم آن زخمها را دوباره باز کرد. حالا، خودم را در حال اجتناب از احساساتم مییابم زیرا حتی یک لحظه سکوت باعث وحشت و غم فراگیر میشود. اخیراً، پدرم اشاره کرد که در چند سال آینده، مایل است ازدواج مرا با مرد خوبی ترتیب دهد، نگران پیدا کردن فردی مسئولیتپذیر که مثل یک پسر برای خانوادهمان باشد. وقتی پرسید که آیا کسی در ذهن دارم، کاملاً تهی شدم-فردی که به او اعتماد داشتم در زمان نیازم به من خیانت کرد، فقط با کلمات پوچ. از ازدواج ترتیبدادهشدهای که در آن تفاوتها میتواند سالها سازگاری ایجاد کند، محتاط هستم، و به جای آن امیدوارم کسی با پیشینه مشابه بیابم، اما میترسم دلم را باز کنم و خطر دوباره آسیب دیدن را به جان بخرم، به ویژه پس از از دست دادن مادرم. خویشاوندان ما ظاهراً حمایتکننده هستند اما واقعاً برای ما نیستند، با تنشها و سوءتفاهمهایی که ادامه دارند. برخی حتی پدرم را تحت فشار قرار دادهاند تا مرا درون خانواده ازدواج دهم، که منجر به روابط پرتنش وقتی که رد کردیم شده است. کسی هست که از دور تحسینش میکنم، اما شخصیت یا وضعیت واقعی او را نمیشناسم، و پیچیدگیهایی با ارتباطات متقابل وجود دارد. گاهی، فکر میکنم آیا اینها آزمایشهایی از الله هستند یا پیامدهای اعمالم، اما در نهایت، ایمان دارم که فقط الله میداند چه چیزی در پیش رو برای من است.