تمنا و التماس یک مؤمن در تاریکی
السلام علیکم همهی شما، صادقانه بگویم، احساس میکنم روحام الآن در حال شکستن است. چقدر سنگین است - مدام فکر میکنم که از اول اشتباه ساخته شدهام، انگار که حتی یک کار واقعاً خوب هم در زندگیام انجام ندادهام. گناهها روی هم تلنبار شده و من فقط احساس میکنم... بیحسم، از الله سبحانه و تعالی دور افتادهام. قلبم احساس میشود که مُهر شده، مثل دربی که باز نمیشود. میدانم که به مردم صدمه زدهام، کارهای نادرست زیادی انجام دادهام، و بعضی وقتها احساس میکنم از هر چیزی پستترم. این ترسناک است که بفهمی چقدر میتوانی از راه به بیراهه بروی. این فکرهای تاریک میآیند - راه آسانِ بیرون رفتن - اما میدانم که این فقط ترک آزمون است. باید با آنچه انجام دادهام روبرو شوم. احساس میکنم فقط منتظرم، اما منتظر چه؟ دیگر حتی احساس نمیکنم شایستهی رحمت الله هستم. آیا کسی تا به حال اینقدر گمگشته بوده و واقعاً راهش را باز یافته است؟