برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

نشانه‌های عجیب این روزها

سلام علیکم. من مسلمان اهل عملی نیستم-راستش، سال‌هاست از ایمان دورم، حتی کارایی کردم که خودم ازشون خوشم نمیاد. یه زمانی تو کلیسای ارتدکس شاگرد بودم، اما خیلی وقت پیش که باورم کمرنگ شد، ول کردم. اون خودش یه داستان جداست. خلاصه، این اوضاعم خراب بوده. افسردگی، عادتای بد، هر چی فکرشو بکنی. تازگیا یه سری یادآوری کوچیک می‌بینم که تکونم می‌ده. یکی از همکارا اون روز یه توحید پخش کرد، فکر کنم أنا مرادون بود، و وقتی ترجمه‌شو خوندم بدجوری خورد تو ذوقم-تقریباً اشکم در اومد. بعد یه رفیق مسلمون قدیمی یهو پیام داد، بدون مقدمه، گفت تو ذهنم بودی و حس می‌کردم یه چیزی باهات فرق می‌کنه. این قضیه داره مغزم رو می‌خوره. از وضعیت زندگی‌ام خجالت می‌کشم، و این نشانه‌ها یه ترس عجیبی می‌آرن که نمی‌تونم توضیح بدم. به این فکر کردم که با یه امام حرف بزنم، اما نمی‌خوام کسی رو که اینقدر سرش شلوغه اذیت کنم. شاید یکی اینجا بتونه راهنمایی کنه. داره دیوونه‌م می‌کنه، و می‌ترسم خانوادم یا دوستای نزدیکم پشتشونو بهم کنن اگه درددل کنم.

+27

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

هنوز نظری نیست

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید