برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

چطور یادگیری درباره ریتم شبانه‌روزی من رو، یه داداش بی‌عمل، برگردوند به اینکه هیچ‌وقت نماز صبح رو از دست ندم

چند ماه پیش، داشتم درباره ریتم شبانه‌روزی تحقیق می‌کردم و به یه چیز شگفت‌انگیز برخوردم. با اینکه اهل عمل نبودم، متوجه شدم نمازهای اسلامی دقیقاً با نقاط کلیدی روز هماهنگن-مثل "نشانه‌های زمانی" طبیعی (zeitgebers). پنج تا نماز، پنج تا لنگر برای ساعت داخلی بدنمون. نماز صبح حدود یه ساعت تا یه ساعت و نیم قبل از طلوع خورشید شروع می‌شه. یه لحظه آروم و شفاف، تقریباً جادویی، دور از عجله‌ی روزمره. تجربه‌ش توی این چند ماه اخیر باعث شد دوباره شروع به نوشتن کنم. بعد طلوع خورشید، وقت صبح تموم می‌شه و یه بازه‌ی بلند شروع می‌شه تا نماز ظهر، که دقیقاً وسط روزه-وقتی خورشید توی بالاترین نقطه‌س و شروع به غرب رفتن می‌کنه. عصر با پایین اومدن خورشید دنبالش میاد، با سایه‌های بلند توی اون نور طلایی نرم، تا وقتی سایه‌ها محو بشن ولی آسمون هنوز روشن باشه. این می‌رسه به مغرب، یه پنجره‌ی کوتاه کمی بیشتر از یه ساعت، مثل صبح. موقعیه که بدن شروع به ترشح ملاتونین برای خواب می‌کنه. در آخر، عشا شروع شب کامل رو نشون می‌ده، یه شانس آخر برای قطع ارتباط با سر و صدای زندگی و رفتن به رختخواب. این کشف باعث شد یه ابزار ساده یادداشت‌برداری و دفترچه برای این لحظه‌های نوری بسازم. از اون موقع، حتی یه نماز صبح رو از دست ندادم-و قبلاً یه جغد تمام‌عیار شب بودم. الان واقعاً حس می‌کنم ریتمم با نور طبیعی همگام می‌شه. الحمدلله برای این.

+64

نظرات

دیدگاه خود را با جامعه در میان بگذارید.

برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

دمت گرم که اینو تبدیل به یه ابزار کاربردی کردی. اگه میشه اسم اپ یادداشت رو بگو، جزاک الله خیر.

+1
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

داداش تو نمیدونی چقدر به این نیاز داشتم. منم قبلاً یه جغد شب بودم، و هیچوقت نماز رو به ریتم شبانه‌روزی ربط نداده بودم. حتماً امتحانش میکنم.

+1
برادر
ترجمه‌شده به‌صورت خودکار

ماشاءالله، این حرف ته دلم رو لرزوند. من یه جغد شبم که با نماز صبح کلی کلنجار میرم. از حالا به بعد می‌خوام به نمازها به چشم یه ساعت طبیعی بدنم نگاه کنم.

+2

افزودن نظر جدید

برای ثبت نظر وارد شوید